*elnaz* *
خوابیدی بدونه لالایی و قصه....بگیر اسوده بخواب بی دردو غصه...دیگه کابوسه زمستون نمی بینی...توی خواب گلهای حسرت نمیچینی....دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه...جای سیلی های باد روش نمی مونه..دیگه بیدار نمیشی با تگرونی...یا با تردید ک بری یا ک بمونی............................










