یافتن پست: #c

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

کسی که روی تو دیدست حال من داند----  که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند مگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیست----  که آدمی که تو بیند نظر بپوشاند هر آفریده که چشمش بر آن جمال افتاد----  دلش ببخشد و بر جانت آفرین خواند اگر به دست کند باغبان چنین سروی----  چه جای چشمه که بر چشم هات بنشاند چه روزها به شب آورد جان منتظرم----  به بوی آن که شبی با تو روز گرداند به چند حیله شبی در فراق روز کنم----  وگر نبینمت آن روز هم به شب ماند جفا و سلطمت می رسد ولی مپسند----  کهگر سوار براند پیاده درماند به دست رحمتم از خاک آستان بردار----  که گر بیفکنم ﮐس به هیچ نستاند چه حاجتست به شمشیر قتل عاشق را----  حدیث دوست بگویش که جان برافشاند پیام اهل دلست این خبر که سعدی داد----  نه هر که گوش کند معنی سخن داند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:04
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت ...قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:01
+6
مهسا
مهسا

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم…

نسل خوابیدن با اس ام اس…

نسل دردو دل با غریبه های مجازی…

نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه…

نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان…

نسل ع[!]ای برهـ ـنه بازیگران…

نسل جمله های کوروش و شریعتی…

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس…

نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش…

نسل تنهایی,نسل سوخته…

یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم:

یادش بخیر…دنیای ما هم همینجوری بود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:01
+7
saman
saman
در CARLO

مردها نامردترین موجوداتند !


تا زمانی عشق می ورزند که بدانند زن اسیر آنها نشده 


و هنگامی که قلب زن را تسخیر کردند با تمام مردانگی ناجوانمردی می کنند .


دکتر علی شریعتی

4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:59
+6
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:57
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

شب اگر سرد و سیاه است و به دل مه دارد پشت هر پنجره قلبی نگران هست هنوز پا اگر آبله بر داشته از راه دراز پس هر روزنه گرمای دلی هست هنوز من اگر تنهایم ، تو اگر تنهایی بین راه پله و بام نردبانی است هنوز گر چه دلها همه در سینه گرفته است بدان شور خواندن پس این حنجره ها هست هنوز شب اگر سرد و سیاه است و به دل مه دارد روی بام خانه قصه ی مشترکی هست هنوز

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:54
+4
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:54
+5
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:54
+6
مهسا
مهسا
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:51
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

آه کردم چون رسن شد آه من گشت آویزان رسن در چاه من آن رسن بگرفتم و بیرون شدم شاد وزفت و فربه وگلگون شدم در بن چاهی همی بودم زبو در همه عاتم نمی گنجم کنون آفرین ها بر تو باد ای خدا ناگهان کردی مرا از غم جدا

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:48
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ