یافتن پست: بوس

sara
sara
کودک که بودم

وقتی زمین می خوردم

مادرم مرا می بوسید

تمام دردهــــــــایم از یادم می رفت

دیروز زمین خوردم ، دردم نیامد !!

اما به جایش تمام بوسه های مــادرم به یادم آمد !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 09:42
+3
sara
sara
آمد رمضــــــــان و التــــــــهابــــــــی ست به لــــــــب

هر لحظـه مــــــــرا حسرت آبــــــــی ست به لــــــــب

با شــــــــوق لــــــــب تــــــــو “ربنــــــــا” می خوانـــم

هر بوسـه به پــای تـــــو دعای مستجابی ست به لــب

اللهــــــــم عجــــــــل لــــــــولیــــــــک الفــــــــرج
آخرین ویرایش توسط jojoo در [1392/04/19 - 09:01]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 09:00
+4
saman
saman
در CARLO
عكس العمل دخترها وقتي واسشون شارژ ميفرستي:
هزار توماني= وای مرسي عزيزم
دو هزار توماني= واي؛وای مرسي گلم؛فدات شم
پنج هزار توماني=وای ،قربونت برم؛عجيجم؛نفسم؛عقشم
ده هزار توماني=واي مرسي نفسم؛قربوووونت بشم؛عمرم؛گل نازم؛كجايي بغلت كنم اصلا بوست کنم ، بندازمت رو تخت .. + 18
بيست هزار توماني=نه ديگه؛هيشكي ديگه اينقدر احمق نشده كه شارژ بيست هزار توماني بفرسته!
منتظر جوابهای دندان شکنم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:50
+4
saman
saman
در CARLO
واژه ها مرا دلتنگ می کند


نگاه ها مرا دلتنگ می کند



کوچه ها خونه ها تمام لحظه ها



مرا دلتنگ می کند



و من با حرف به حرف نامت



دلتنگی ام را در میان قصه ها جار می زنم



و آخرین نگاه عاشقانه ات را



برای خود معنا می کنم



این روزها نه یک بار



بلکه هزار بار



دلتنگتر از همیشه ام



و باخود هجی می کنم



آخرین سکوتی را که



نام مرا به ساده ترین شکل ممکن



تکرار کرد



این روزها من



برای بودنت



برای خواستنت



برای نگاه کردنت



و برای بوسیدنت



دلتنگ می شوم



و به همین سادگی



برای تمام لحظه های با من نبودنت



دلتنگی می کنم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:51
+7
binam
binam
در CARLO
داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم … !

با دکمه های سرد کیبُرد ، دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم …!

با صورتک ها ، همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم …!

آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم …!

شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند …!

امروز داستان برگشت …

آغوش هایمان واقعی ، بوسه هایمان حقیقی ، اما با این تفاوت که دیگر من و تو نبودیم ، هر کداممان یک “او” داشتیم ...!

پشت شیشه ی سرد مانیتورم ، دلم لک زده برای یک صورتک بوسه ….!

لک زده برای یک آهنگ همزمان …

لک زده برای یک شب بخیر …
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 13:52
+5
sara
sara
اتوبوسای تهران اینترنت دار شد
مودم های وای فای از این به بعد تو اتوبوس های شهر تهران نصب و راه اندازی میشه و برای استفاده نیاز به هیچگونه نام کاربری و رمز عبور نمیباشد هم چنین..............ااااا آقا صبر کن ایستگاه قبل باید پیاده میشدم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 09:15
+5
MiSs Roya
MiSs Roya
فستیوال بوسه!! :|
هعی بسوزه پدر تنهاییییییییی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:40
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نترسون بید و از باد نترسون خاک و از برگ
نترسون عشق و از رنج نترسون ما رو از مرگ
نه تیر و دشنه نه دار و زندان ستاره ها رو از شب نترسون
چه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی ؟
چرا وحشت کنم از عشق چرا برگردم از شادی !
کجا پروانه ترسید از حریر شعله پوشیدن
کجا شبنم هراسید از شراب نور نوشیدن
از این شب کوشه خاموش از این تکرار بی رویا
سلام ای صبح آزادی سلام ای روشن فردا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:43
+4
sanaz
sanaz
در CARLO
می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .
دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:01
+6
saman
saman
در CARLO
داني اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مر دستهايش به کار بود، تکه نخي را با دندان کند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چکار کنم؟ ناچار با لب برداشت. شيرين بود. ادامه دادن
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/15 - 13:54]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 13:54
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ