یافتن پست: بوس

sanaz
sanaz
در CARLO
وسه یعنی وص شیرین دولب

بوسه یعنی عشق دراعماق شب

بوسه یعنی مستی ازمشروب عشق

بوسه یعنی آتش وگرمای تب

بوسه یعنی لذت ازدلدادگی

بوسه یعنی لذت ازشب لذت ازدلدادگی

بوسه یعنی ازشب لذت ازدیوانگی

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

بوسه یعنی طعم شیرین به رنگ سادگی

بوسه یعنی آغازی برای ماشدن

بوسه یعنی لحظه ای بادلبرتنهاشدن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 21:22
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لبهای وحشی هر هرزه ای

لایق بوسه های آتشین نیست!

کسی را ببوس که حرمت بوسه را بداند

که اگر فردا از کنارت رد شد با نیشخند نگوید:

فــــــــــــــــــــاحــــــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــــــــه!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:43
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ " : ﻭﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯽ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺳﻮﺳﮏ
ﺍﻭﻣﺪﻩ "
ﮐﺎﻣﻨﺖ ﭘﺴﺮﺍ :
*ﺳﻮﺳﮑﺘﻮﻧﻢ ﻗﺸﻨﮕﻪ
* ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﻣﯿﻮﻣﺪﯾﻢ ﻣﯿﮑﺸﺘﯿﻤﺶ ﺑﺎ ﺭﻓﻘﺎ
* ﺳﻮﺳﮑﺖ ﺑﺸﻢ ﻋﺸﻘﻢ ؟!
* ﭼﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﺤﺘﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻢ :|
* ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺳﻮﺳﮏ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺎﺷﻢ
ﻣﯿﮑﺸﺘﯿﻨﻢ
*ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺷﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
* Biiiiiiig Nice
* ﺳﻮﮐﺴﯽ ﺑﻮﺱ ﺑﻮﺱ ﺑﯿﻠﯽ ﺑﺎﻟﯽ ﻋﺠﻘﻢ :|
* ﻣﻨﻮ ﯾﺎﺩ ﺷﮑﺴﭙﯿﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯽ
ﻣﻦ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:11
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
بار دگر نامه ی تو باز شد
مستی ام از نامه ات آغاز شد
نام خدا زیور آن نامه بود
من چه بگویم که چه هنگامه بود
بوسه زدم سطر به سطر تو را
تا که ببویم همه عطر تو را
سطر به سطرش همه دلدادگیست
عطر جوانمردی و و آزادگیست
عطر تو در نامه چها میکند
غارت جان ودل ما میکند
از غم خود جان مرا کاستی
بار دگر حال مرا خواستی
بی تو چه گویم که مرا حال نیست
مرغ دلم بی تو سبکبال نیست
هر چه که خواندم دل تو تنگ بود
حال من و حال تو همرنگ بود
بی تو از این خانه دل شاد رفت
رفتی و بازآمدن از یاد رفت
هر که سر انگشت به در میزند
جان و دلم بهر تو پر میزند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:02
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
بی تو مرا روز طلایی نبود
فاجعه بود این که جدایی نبود
چون به نگه نقش تو تصویر شد
اشک من از شوق سرازیر شد
اشک کجا گریه ی باران کجا!!!
باده کجا نامه ی یاران کجا!!!
بر سر هر واژه که کاوش کند
عطر تو از نامه تراوش کند
عکس تو و نامه ی تو دیدنیست
بوسه ز نقش لب تو چیدنیست
هر چه نوشتی همه بوی تو داشت
بر دل من مژده ز سوی تو داشت
هر سخنت چون سخن یوسف است
بوی خوش پیرهن یوسف است
من ز غمت خسته ی کنعانی ام
بی تو گرفتار پریشانی ام
مهر تو چون باد بهاری بود
در دل من مهر تو جاری بود
نامه به من عشق سفر می دهد
از سر کوی تو گذر میدهد
نامه ی تو باده ی مرد افکنست
هر سخنت آفت هوش منست
جان و دلم مست جنون می شود
تشنگی ام بر تو فزون میشود
نامه ی تو گر چه خوش و دلکشست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 13:58
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در دل هر واژه گل آتشست
حرف به حرف تو به هرنامه یی
خواندم و دیدم که چه هنگامه یی
نامه ی تو قاصد دنیای عشق
بر دلم آموخت الفبای عشق
هر الفش قد مرا راست کرد
با دل من هر چه دلش خواست کرد
از ب ی تو بوسه گرفتم بسی
نامه نبوسیده به جز من کسی
پ چو نوشتی دل من پر گرفت
آتش عشق تو به دل در گرفت
دال تو بر دل غم دوری نهاد
صاد تو دل را به صبوری نهاد
سین تو سرمایه سود منست
سین همه ی بود و نبود منست
سور و سرورم همه از سین تست
سین اثر سینه ی سیمین تست
شین تو در خاطره شوق آورد
ذال او ما را سر ذوق آورد
لام تو یادیست ز لبهای تو
وان نمکین خنده ی زیبای تو
میم بود شمه یی از موی تو
زانکه معطر بود از بوی تو
نون تو از ناز حکایت کند
های تو از هجر شکایت کند
واو تو پیغام وصال آورد
جان و دل خسته به حال آورد
از سخنت بر تن من جان رسید
حیف که این نامه به پایان رسید
بوسه به امضای تو بگذاشتم
یاد زمانی که تو را داشتم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 13:55
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
بار دگر نامه ی تو باز شد
مستی ام از نامه ات آغاز شد
نام خدا زیور آن نامه بود
من چه بگویم که چه هنگامه بود
بوسه زدم سطر به سطر تو را
تا که ببویم همه عطر تو را
سطر به سطرش همه دلدادگیست
عطر جوانمردی و و آزادگیست
عطر تو در نامه چها میکند
غارت جان ودل ما میکند
از غم خود جان مرا کاستی
بار دگر حال مرا خواستی
بی تو چه گویم که مرا حال نیست
مرغ دلم بی تو سبکبال نیست
هر چه که خواندم دل تو تنگ بود
حال من و حال تو همرنگ بود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 00:26
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در این ترانه سوزی و
در این غزل شکستگی
طلوع کن طلوع کن
بر این ستاره مردگی
که از تو تازه می شود
این خلوت سر خورده گی
طلوع کن طلوع کن
که بودنم تازه کنی
دست مرا بگیریو
با بوسه اندازه کنی
طلوع کن طلوع کن
ایینه پر می شود
از جوانیه خاطره ها
تن تو و شرم منو
خاموشیه حنجره ها
اشاره کن که من به تو
به یک اشاره می رسم
رنگین کمان من تویی
که به ستاره می رسم
من به تو شک نمی کنم
طلوع کن طلوع کن
از تو به پایان می رسم
شروع کن شروع کن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 00:18
+3
saqar
saqar
بوسه ه ای مجازی
هوس های سرد
آغوش های خیالی
احساسات از جنس دکمه های کیبرد
نسل من نسلی است
که احساساتش پشت همین کابل سیم ها قربانی میکند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:27
+7
sara
sara
وقتی واژه هایم ته می کشند
زبان چشم هایم کافی ست
در فنجان زمان
کمی سکوت حل میکنم
کمی من
کمی تو
نسیم
باران
بوسه
عشق
لبخند
عصاره ی آرامش
نوش جانمان .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 10:10
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ