یافتن پست: عشق

saman
saman
در CARLO
کاش می شد سر زمین عشق را

در میان گامها تقسیم کرد

کاش می شد با نگاه شاپرک

عشق را بر آسمان تقسیم کرد

کاش می شد با دو چشم عاطفه

قلب سرد آسمان را ناز کرد

کاش می شد با پری از برگ یاس

تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

کاش می شد با نسیم شامگاه

برگ زرد یاس ها را رنگ کرد...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:46
+5
saman
saman
در CARLO
ای دل نگفتمت که گرفتار می شوی

با دست خود اسیر شب تار می شوی

ای دل نگفتمت که بمان و سکوت کن

دست از کسان بدار که بی یار می شوی

رفتی و بال بال زدی در هوای عشق

دیدی چه زود خسته و بیزار می شوی

با تو نگفتم ای گهر اشک بی دریغ

بر گونه ام مریز که تب دار می شوی

دیدم که می روی پی دیدار

گفتم مرو فسرده و بیمار می شوی

گفتم اگر که عاشقی ات پیشه هست و راه

رسوا چو عشق بر سر بازار می شوی

ای دل نگفتمت که تو هم با مرور عمر

آخر به دست دور زمان خوار می شوی

رفتی، هنوز هم به تو اندیشه می کنم

دانم که زود خسته از این کار می شوی
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/18 - 17:40]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:40
+3
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:36
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﺶ ﻣﺜﻞ ﯾﻪ ﭘﺮﻧﺴﺲ
ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﯾﻪ ﻣﻠﮑﻪ ﺑﺰﺭﮒ
ﺷﺪﻩ
البته در حد شایعست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:34
+3
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:31
+3
saman
saman
در CARLO
چه عاشقانه است این روزهای ابری

چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی

چه عاشقانه است شکفتن گلهای اقاقیا

چه عاشقانه است قدم زدن در سر زمین عشق

و من

چه عاشقانه زیستن را دوست دارم

عاشقانه لا لایی گفتن را دوست دارم

عاشقانه سرودن را دوست دارم

عاشقانه نوشتن را دوست دارم

عاشقانه اشک ریختن را...

دفتر عاشقانه ی من پر از کلمات زیبا در نثار

بهترین و عاشقانه ترین کسانم...

و من

عاشقانه می گریم...

عاشقانه می خندم...

عاشقانه می نویسم...

و در سکوت تنهایی عاشقانه می میرم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:27
+2
saman
saman
در CARLO
پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

بوته نورس احساسم، ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

همه شب;

پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود

رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود

که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر

و در مجادله ناکوک دل و عشق،

کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"

تو میدانستی;

رویای شیرینم، یخیست

"هایش" کردی

چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:16
+3
mahdis nfs
mahdis nfs
سلام. من mahdis oliya هستم، از اعضای جدید ... :)
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:00
+9
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 16:56
+4
saman
saman
در CARLO
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 16:29
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ