رفيق يعني "پسر خاله توي فيلم كلاه قرمزي"،كه رفته بود يه كيك مسموم رو تنهايي خورده بود تا بقيه مريض نشن!بهش گفتن خب چرا ننداختي دور؟گفت:خب مورچه ها مي خوردن.به مورچه كه نميشه سرم وصل كرد ... به عشق همه ي رفاقتاي پسر خاله اي ...
در حضور خارها هم می شود یک یاس بود
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
دست در دست پرنده
بال در بال نسیم
ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از "کاش می شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
نرو تو هم مثل من نمی تونی دووم بیاری نرو تو هم مثل من تو غصه کم میاری نرو تو هم می پوسی میمیری بی من نرو تو هم طاعون غم می گیری بی من نرو
اه نرو نروتو که می دونی من بی تو توبی من یعنی حسرت تو که می دونی بی جواب می مونه عشق وعادت
تو که می دونی کم می شم تو که می دونی کم می شی تو که می دونی هم اغوش غم می شی نرو اه نرو نرو
اما بعضی موقع انسان از چیزای فرار می کنه که به خاطر دیگرا ن واسایش اونهاست
چشم پوشیدن از عشق از زندگی و...... اما چه سود همینهایی رو که دوستشان داری یه روز تنهایت می گذارند ومی روند
نمی شود از کسی گلایه کرد باید شکر گذار خداوند بود که می توانم روی پای خود بیاستی
خداوندا! دراین آخرین زوز های ماه شعبان دل عزیزانمان را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده که... هرکجا تردیدی هست ایمان هرکجازخمی هست مرهم هرکجا نومیدی هست امید وهرکجانفرتی هست عشق به خدا جای آن را فراگیرد تابه میهمانی خدابرویم
@Bahareh بیـــــداری؟ آری بی "دار"م ... چرا که اگر "دار"ی داشتم یا قالی زندگیم را خودم میبافتم ... یا زندگیم را به "دار" میاویختم ... و خلاص پس بی"دار" بی"دار"م .