یافتن پست: عشق

havva
havva
عشق رومیشه تودستهای خسته پدروتوچشمهای نگران مادر دید....نه تودستهای یک غریبه.......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 18:39
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
قطره قطره اشکام میباره عشقم از نبودن تو

چه جوری باور کنه دل رفتنو نبودنتو

دلم از غصه گرفته تو کجایی مهربونم

بعد تو اخه چه جور زنده بمونم

بعدتو نیست دیگه قلبم پناه بی پناهی

تو منو تنها گذاشتی نکردی حتی نگاهی

دلمو ساده شکستی ندیدی غم نگامو

چه اسون تنهام گذاشتی نشنیدی بغض صدامو

عروسیت مبارک عزیزم {-60-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 18:22
+5
saqar
saqar
در CARLO
ﺧﻮﺏ ﺩﻗﺖ ﮐﻦ ﺟﺎﻟﺒﻪ!
ﺍﻭﻟﯽ:
ﭘﯿﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ ﮐﺠﺎﯾﯽ
ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﺷﻮﻕ ﻣﯿﮕﯽ :ﻫﻤﯿﻨﺠﺎﻫﺎ ﻋﺸﻘﻢ
ﺩﻭﻣﯽ:
ﺷﺐ ﺩﯾﺮ ﺑﺮﯼ ﺧﻮﻧﻪ
ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﮐﺠﺎﯾﯽ، ﺩﯾﺮ ﮐﺮﺩﯼ
ﺗﺎ ﺍﺯ ﻧﮕﺮﺍﻧﯿﺶ ﮐﻢ ﺑﺸﻪ
ﻣﯿﮕﯽ : ﺍﻩ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ
ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮﯾﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﺎﻓﺘﻪ ...
ﺩﻭﻣﯽ ﻣﺎﺩﺭﯾﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﻪ ...
ﺧﻮﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻦ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 18:03
+9
puya
puya
In a relationship with
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ته ديگ سيب زمينى : )))))
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:26
+6
saqar
saqar
همسر آينده ام :

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم !

اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي،
فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي ...!

اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند”داماد سر است!” و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود !

اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم !

اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن، خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد !

اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي !

اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد… جلوي چشم همه هم كه نمي‌شود !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:21
+10
puya
puya
نمیدونم فازت چیه؟
ولی ماله من خارجیه
9 دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:16
+7
saman
saman
در CARLO
تو خیانت میکنی و میبینم چیزی نمیگم

با اون صحبت میکنی و میبینم چیزی نمیگم

داری عادت میکنی تو به صدای خنده هاش

باز وقاحت میکنی تو اما من چیزی نمیگم

تو شکایت میکنی که چرا از سرم زیادی؟

من نجابت میکنم باز گوش میدم چیزی نمیگم

میشکنی حرمت عشقو با شکستن دل من

میری از خونه ی رویام اما باز چیزی نمیگم

واسه اون مثل چراغ میشی جلو چشمای تارم

تو خودم میشکنم اروم اما باز چیزی نمیگم

نمیگم چون عشقم بارونی نشه

حرمت عشق به پای چشم تو قربونی نشه

نمیگم چون عاقبت یه روز میای پشیمونی

میاد اون روز که تو هم معنی عشقو بدونی

غم چشمام میگه اون روز چیزایی رو که نگفت

شایدم خوندی از چشمام حرفی که لبام نگفت

داستانای خودم
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/17 - 16:40]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 16:39
+8
saman
saman
در CARLO
دعا کن دعام بگیره اگه حتی خیلی دیره
برای از تو گذشتن دل من دیگه اسیره

دعا کن دعام بگیره تو نری و بی وفا شی

دعا کن دعام بگیره نری و از من جدا شی

این تموم ماجرا نیست بی تو این لحظه ها خالیست

دعا کن دعام بگیره عشق من که ادعا نیست

بیا و به این شکسته بی ترحم باز تو رو کن

بیا با ناز قدمهات دلمو تو زیرو رو کن

عزیزم به جون چشمات عشق تو کرده اسیرم

بیا تا با چشم مستت کمی ارامش بگیرم

تموم خاطرت این شد یه دعا یه دنیا غصه

دلی که به انتظارت عمری منتظر نشسته{-47-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 16:26
+8
saman
saman
در CARLO
چرا واسه تجربه هات زندگیمو به باد دادی
چرا همه سادگیمو قیمت خنده هات دادی

مگه تموم زندگی به قیمت خستگیهاست

نگو هر کی که عاشقه پابند دلبستگیهاست

این رسم روزگار نبود دل میکنم به راحتی

عشقم باشه بازیچه ی شما دلای پاپتی

اما یه روز تو هم میشی بازیچه ی یه حیله گر

دیر و زودش دست خداست تو هم میشی یه بازیگر

اون روز منو یادت میاد.یادت میاد گریه هامو

اون روز یادت میاد منو خستگیمو ضجه هامو

یادت میاد عشق منو تموم دلواپسیمو

یادت میاد بهای این سادگی و بی کسیمو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 15:44
+6
saman
saman
در CARLO
هم پرسه خاطراتم

من هنوزم پا به پاتم

هواتو داره باز این دل تنها

این لحظه ها خالی از منه

می پرسی چرا عاری از منه

نداره ارزشی بی تو این دنیاااااااااااا

چشمای تو همه رویام

نباشی پیش من بی تو تنهام

نزار از دست بره توی غم این ماااااااا

میتونی که بگیری دستای عاشقمو

تا بگذره از چشمام رد غم و اشکو

دوباره بیااااااااااااا

می تونی که بتابی رو تن این شب سرد

رد بشیم از این پاییز خسته و سرد

تا اوج بهارررررررررررر

با من بمون تا همیشه

نزار ویرون بشم مثل شیشه

تموم قصه رو به دلت بسپار

برگرد ازین غم ممتد

نزار بگن عشقش دیگه جا زد

نزار بشه خاطره آخرین دیدارررررررر

میتونی که بگیری دستای عاشقمو

تا بگذره از چشمام رد غم و اشکو

دوباره بیااااااااااااا

می تونی که بتابی رو تن این شب سرد

رد بشیم از این پاییز خسته و سرد...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 15:32
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ