نسل پول ماهانه ی [!] ، نسل صف و دعوا ، نسل تف ، وسط پیاده رو ، نسل هل ، توی مترو ، نسل مانتو های تنگ ، نسل " شینیون " زیر روسری ، نسل شرت " play boy " هنگام سجده نسل جمله های کوروش و دکتر ، نسل فتوشاپ ، نسل دفاع از فاحشه ها
دیگر با عروسک هایم بازی نمی کنم..... بزرگ شدم،! خود عروسکی شدم،.... آنقدر بازی ام دادند که قلبم با تکه پارچه های رنگارنگ وصله خورده است… لااقل، تو دیگر قلب پارچه ای ام را پاره نکن ..