تب عشق
دسته:فاقد دسته بندی
79 کاربر

2489 پست

       
اینجا مکانی برای دلنوشته هاست.....!!!
حرف دلت رو امروز بزن ! اگر امروز گفتی ... اسمش"حرف دل" است اگر نگفتی ... فردا می شود" درد " دلت !!!

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

تب عشق

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 79 کاربر · 2489 پست
ebrahim
ebrahim
لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود. من، نام این لحظه ها را "همیشه" گذاشته ام...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:29
+6
ebrahim
ebrahim
همه ﺗﻼﺷﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ... ﭼﺎﺭﻟﯽ ﭼﺎﭘﻠﯿﻦ
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:29
+6
مهسا
مهسا
من به دنبال کسی می گردم که نگاهش آبی ست و به دل داغ شقایق دارد شوریده دلان را غم آشفته دلان نیست ای همسفران باری اگر هست ببندید کاین جا اقامتگه ما رهگذران نیست!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:52
+7
مهسا
مهسا
بی تفاوت مگذر ... بی تو هیچم به خدا ... قدر این سینه ی پرمهر بدان ... در دل خسته بمان ... این نفس ها به خدا ارزان نیست ... بر نمی گردد هیچ ... شاید امروز چو بگذشت نباشم فردا ... آه ... شاید نبینی دگرم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:49
+7
مهسا
مهسا
از انسان ها غمی به دل نگیر زیرا خود غمگینند ... با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند ... پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند. دکتر شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:48
+7
مهسا
مهسا
تو رفتی ... و قطار رفت ... و تمام ایستگاه ها باتو رفت ... ومن ... و من چقدر ساده ام که سال های سال کنار این ایستگاه رفته به انتظار تو ایستاده ام!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:47
+5
مهسا
مهسا
در غریبی ناله ها کردم ، کسی یادم نکرد ... در قفس جان دادم ، صیاد آزادم نکرد ... ضربه ی مردم چنان از زندگی سیرم نمود ... آرزوی مرگ کردم ، مرگ هم یادم نکرد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:46
+6
مهسا
مهسا
افسوس هر آنچه برده ام ، باختن است ... به شناخته ها ، تمام نشناختن است ... برداشته ام ، هر آنچه باید بگذاشت ... بگذاشته ام ، هر آنچه برداشتن است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:45
+6
مهسا
مهسا
زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم همه ی عمر دمی بود و نمی دانستیم ... حسرت رد شدن ثانیه های کوچک فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم ... تشنه لب عمر به سر رفت و به قول سهراب آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:44
+6
مهسا
مهسا
خدایا ... کودکان گل فروش را می بینی ؟؟؟ مردان خانه به دوش ... دختران تن فروش ... مادران سیاه پوش ... واعظان دین فروش ... محراب های فرش پوش ... انسان های آدم فروش ... همه را می بینی ؟؟؟ میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:43
+6