زیباترین ستایش ها تقدیم کسی که کاستی هایم و لغزش هایم را می داند و باز هم دوستم دارد .
***
من يك دختر هستم . من خودم هستم .
درتمام دنيا هيچكس دقيقا مثل من وجود ندارد . افرادي هستند كه بعضي از خصوصيات شان شبيه من است ولي كسي كاملا مثل من نيست و اين يك موهبت الهي است .
دراين دنيا ، چيزهاي خوب بسياري وجود دارد كه خداوند براي هرفردي به طور خاص و ويژه افريده و ازآن جا كه دراين جهان هيچ ... شبيه من نيست تنها من مي توانم آن نعمت هاي خوب را مورد استفاده قراردهم .
من صاحب همه چيزهايي هستم كه به خودم مربوط است . مثل بدنم ، ذهنم ، تفكراتم ، عقايدم ، چشمانم ، تخيلاتم ، احساساتم ( خشم ، لذت ، ناكامي ، عشق ، نااميدي ، هيجان ) ، پستي و بلندي هاي زندگي ام و دهانم باهركلمه درست يا نادرست ، و تلخ يا شيرين كه از آن بيرون مي آيد .
تما م خيال بافي ها ، روياها وترس هايم فقط متعلق به خودم است . من صاحب پيروزي ها ، موفقيت ها ،شكست ها و اشتباهاتم هستم .
من مي توانم خودم را دوست داشته باشم و با بدنم و روحياتم دوستانه و صميمانه برخورد كنم . من مي توانم علايقم را بشناسم و كارهايم را برطبق آن اولويت بندي كنم . من جنبه هاي مختلف روحي و رواني خودم را مي شناسم ، بنابراين هنگامي كه به مشكلي برخورد مي كنم مي توانم با شجاعت و اميدواري ، راه حل هايي مناسب براي مشكلات و معماهاي زندگي ام بيابم .
من مي توانم همه وجودم ر اببينم و حس كنم و بدون رودربايستي با خودم نقص هاي رفتاري ،حركتي ، احساسي و فكري ام را اصلاح كرده و جنبه هاي مثبت را تقويت كنم .
من مي توانم ببينم ، بشنوم ، احساس كنم ، فكر كنم ، به زبان آورم و عمل كنم . من ابزارهاي زيادي براي زندگي كردن ، مفيد بودن و درك كردن انسان هاي اطرافم دارم .
من صاحب خودم هستم و مي توانم خودم را بسازم .
من خودم هستم و ازخود بودن بسيار راضي و خشنودم .
***
من ميتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو يا شيطان صفت باشم.
من می توانم تو را دوست داشته باشم یا از تو متنفر باشم ،
من می توانم سکوت کنم ، نادان یا دانا باشم ،
زیرا من یک انسانم و این ها صفات انسانی است .
و تو هم به یاد داشته باش :
من نباید چیزی باشم که تو می خواهی ،
من را خودم از خودم ساخته ام ،
تو را دیگری باید برایت بسازد .
و تو هم به یاد داشته باش :
منی که من از خود ساخته ام ، آمال من است ،
تویی که تو از من می سازی آرزوهایت یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان ها کیفیت زندگی را تعیین می کند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزی باشم که تو می خواهی و تو هم می توانی انتخاب کنی که من را می خواهی یا نه ولی نمی توانی انتخاب کنی که از من چه می خواهی .می توانی دوستم داشته باشی همین گونه که هستم و من هم .می توانی از من متنفر باشی بی هیچ دلیلی و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم .
میپرسه دوست دختر داری؟ میگم:آره میپرسه:دوسش داری؟ میگم:خیلی.. ... ... تو نیستی ولی من هنوز بخودم و بقیه میگم هستی و من دوستت دارم واین است بزرگ ترین حماقت زندگی من
تبلیغ 2 سال دیگه ی کانون فرهنگی آموزش . . . . ... ... . . . نفر سوم کنکور دکتری : من از دوران جنینی در کانون ثبت نام کردم ! نفر دوم کنکور دکتری : قبل از ازدواج پدر مادرم در کانون ثبت نام کردم ! نفر اول کنکور دکتری : من از موقعی که موز بودم در کانـــون ثبت نام کردم
متروباز کیه؟!!! . . . . ... . . فردی که میدونه دقیقا درب ورودی مترو کجا جلو پاش وامیسه همونجا دقیق منتظر میمونه اول نفر سوار میشه حتی اگه صف مترو خلوت باشه
زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد! زن با نا باوری از خانه ...خارج شد، زیبا و زیبنده! غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟ مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم
Khosh Omadi Aziz
1390/11/19 - 16:11