من دلم میخواهد خانهای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو
هرکسی میخواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بیرنگ و ریاست
بر درش برگ گلی میکوبم روی آن با قلم سبز بهار مینویسم
ای یار خانهی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر خانه دوست کجاست؟
زندگی دفتری است از خاطره ها
یک نفر در شب کام یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد
ما همه همسفریم
پرنده ای که بال وپرش ریخته باشد!
مظلومیت خاصی دارد!
باز گذاشتن در قفسش تو هینی است به او!
در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد!
نه پرو بال ریخته اش
شما رهبر ارکستر سمفونیک افکار و احساسات خویشید.
نباید گامهای خود را با صدای طبل و شیپور دیگران هماهنگ کنید.
گوش به نوای درون خود بسپارید. نواهایی که از درونتان بر میخیزد را هدایت کنید
به دست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است .
اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است
روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره
نه به خاطر اینکه خداست بلکه به خاطر اینکه دستتو بگیره...
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست زندگی را در یاب ....