یافتن پست: #آرام

be to che???!!
be to che???!!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 01:45
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پروازکبوتر از ذهن واژه ای در قفس است حرف هایم ،مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشاید به رفتار شمامی تابد و به آنان گفتم:سنگ آرایش کوهستان نیست همچنان که فلز ،زیوری نیست به اندام کلنگ در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان همه از تابش آن خیره شدند پی گوهر باشید لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید و من آنان را به صدای قدم پیک بشارت دادم و به نزدیکی روز،و به افزایش رنگ به طنین گل سرخ،پشت پرچین سخن های درشت و به انان گفتم: هر که در حافظه چوب ببیند باغی صورتش در وزش بیشه شور بادی خواهند ماند هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود آنکه نور از سرانگشت زمان برچیند می گشاید گره پنجره ها را با آه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 20:38
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


یک عمر قفس بست مسیر نفسم را حالا که دری هست مرا بال و پری نیست حالا که مقدر شده آرام بگیرم سیلاب مرا برده و از من اثری نیست بگذار که درها همگی بسته بمانند وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 18:54
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است!
مثل همین باران بی سوال
که هی می بارد…
که آرام و شمرده شمرده می بارد!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 16:12
+3
be to che???!!
be to che???!!
هي فلاني! ديگر هواي برگرداندنت را ندارم… هرجا ك دلت ميخواهد برو… فقط آرزو ميكنم وقتي دوباره هواي من ب سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگيرد ك با هزار شب گريه چشمانت، باز هم آرام نگيري… و اما من… بر نميگردم ك هيچ! عطر تنم را هم از كوچه هاي پشت سرم جمع ميكنم، ك نتواني لم دهي روي مبل هاي راحتي،با ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 13:28
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

در زندگی سه چیز باز نمیگردد:
زمان،کلمات و موقعیتها
.
سه چیز نباید از دست برود
:
آرامش،امید و صداقت.
سه چیز قطعی نیست
:
رؤیاها،موفقیت و شانس
.
و سه چیز از با ارزش ترینهاست
:
عشق،اعتماد به نفس و دوستان واقعی
.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:44
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
خــــداونـــدا! 
مــــــرا به بزرگــــی چــــیزهای کــه داده ای آگـــــــــاه و راضـــی کــن تا کوچکـــی چیــــــزهای را کـــه نــــدارم آرامش ام را برهـــــم نــــزند...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:14
+5
roya
roya
در CARLO

گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود


گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد


گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود


گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند


مراقب بعضی یک ها باشیم


در حالی که ناچیزند ، همه چیزند . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 10:24
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

سلام ، حال همه ما خوب است ، ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ،
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
.
با این همه عمری اگر باقی بود ،
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد
نه این دل ناماندگار بی درمان
! تا یادم نرفته است بنویسم ،
حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
.
می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه بازنیامدن است
اما تو لااقل ،
حتی هر وهله ، گاهی ، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا ، شبیه شمایل شقایق نیست !
راستی خبرت بدهم ؛ خواب دیده ام خانه ای خریده ام بی پرده ،
بی پنجره ، بی در ، بی دیوار . . . هی بخند
! بی پرده بگویمت ،
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحضه یک فوج کبوتر سپید ،
از فراز کوچه ما می گذرد
باد بوی نامه های کسان من می دهد یادت می آید
رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری ! ؟
نه ری را جان !
نامه ام باید کوتاه باشد ، ساده باشد ، بی حرفی از ابهام و آینه ،

از نو برایت می نویسم حال همه ما خوب است امـــــا تـــــو بــــــاور مــــــکـــن ! ! !

1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 01:27
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نمی دانم چه می خواهم خدایا •
به دنبال چه می گردم، شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پر سوز؟

***** •
ز جمع آشنایان می گریزم

به کنجی می خزم، آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود می دهم گوش

***** •
گریزانم از این مردم که با من

به ظاهر همدم ویکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند

***** •
از این مردم که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بد نام گفتند
***** •
دل من، ای دل دیوانه من
! •
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را بس کن این دیوانگی ها
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 22:22
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ