mohamadjavad
طناب رابه گردنم انداختند.گفتند:آخرین آرزویت؟گفتم:دیدن رفیقم.گفتند خسته است تاصبح برایت طناب بافته!!!
*elnaz* *
خسرو شکیبایی چه زیبا گفت:
گاهی باید نبخشید کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید، تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد! گاهی نباید صبر کرد باید رها کرد و رفت تا بدانند که اگر ماندي رفتن را بلد بوده اي! گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران انجام میدهی باید منت گذاشت تا آنرا کم اهمیت ندانند! گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمی داند! و گاهی باید به آدمها از دست دادن را متذکر شد! آدمها همیشه نمی مانند یکجا در را باز میکنند و برای همیشه می روند...
♥ نگار ♥
برگـﺮﺩ ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺩﯾﺮﯾﻦ ﻣﻦ ...
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺑﮕﻮ ﺩﻭﺳﺘــﺖ ﺩﺍﺭﻡ ....
.
.
.
.
.
.
ﺗﺎ ﺑﺎ ﭘﺸــﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﺑــــﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﮑﻮﺑﻢ
که ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾـﮏ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔـــﻮﺭ ﺑـﺒـــﺮﯼ
ﭼﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺣﻘﯿﻘﯽ
ﻭﺍﻻ کصافد
ﺭﻓﺘﻪ ﻫﻤﻪ غلطاﺷﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺣﺎﻻ ﯾﺎﺩِ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩِه!!