♥ نگار ♥
مرد باس وقتی عشقش از دستش ناراحت میشه و میره تو اتاق میشینه گریه میکنه،بره تو اتاق و بگه اشکاتو پاک کن سورپرایز واست دارم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد کمربند چرمی رو در بیاره(چرمی بودن به علت انعطاف پذیری و صدای زیبای کمربند به هنگام زدن) بزنه زنه رو سیاه وکبود کنه و بگه من از این لوس بازیا خوش نمیاد حالا بشین قشنگ زار بزن!!
خودمم انتظار نداشتم اینجوری تموم بشه!! ⊙⊙
♥ نگار ♥
فرهنگ لغت بابام:
این اشغالا که میزاری تو گوشت = هدست
این اشغاله که شب و روز دستته = موبایلم
این اشغالا که میبندی به دست و گردنت = دس بند و گردن بند
این اشغاله که همش سرت توشه =لپ تاپم
این اشغال دونی = اتاقم