یافتن پست: #ات

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اسمش را میگذارم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش
نگرانش میشوم
دلتنگش میشوم
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود
مطمئن میشوم که حقیقی ست
هرچند کنار هم نباشیم هرچند هم راندیده باشیم،
من برایت سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشی...
.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:27
+3
سحر
سحر
هیچوقت با شنیدنِ یه جمله در مورد کسی قضاوت نکن. برای هممون پیش اومده که گاهی حرفهایی زدیم که برخلاف اعتقادات یا تفکراتمون بوده.
بهش مهلت بده بذار خودش رو ثابت کنه بهت. اونی که داری در موردش قضاوت میکنی دیوار نیست، یه آدمه که دل داره و دوست نداره در موردش اشتباه قضاوت بشه.
یه لحظه خودت رو بذار جای اون، اونوقت میفهمی منظورم چیه!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 14:48
+13
afsaneh heidari
afsaneh heidari
یه وقتایی خودم و بغل میکنم و میگم غصه نخور دیوونه من که باهاتم {-20-}
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 13:58
+8
peyman
peyman
اعتراف ميکنم بچه که بودم يه بار با آجر زدم تو سر يکي از بچه هاي اقوام , تا ببينم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها مي چرخه يا نه!!!!!
تازه هي چند بارم پشت سر هم اين کار و کردم , چون هر چي مي زدم اتفاقي نمي افتاد!!!!{-18-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 12:14
+4
payam65
payam65
دختر و پسري با سرعت 120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت ...

دختر: آروم تر من مي ترسم !

پسر: نه داره خوش ميگذره !

دختر: اصلا هم خوش نمي گذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه !

پسر: پس بگو دوستم داري !

دختر: باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر !

پسر: حالا بغلم کن (دختر بغلش کرد)

پسر : مي توني کلاه ايمني منو بذاري سرت ؟ داره اذيتم مي کنه.

و ....


روزنامه هاي روز بعد<img src=(" title=":((" /> موتور سيکلتي با سرعت 120کيلومتر بر ساعت

به ساختمان اثابت کرد موتور سيکلت دو نفرسر نشين داشت اما تنها يک

نفر نجات يافت!

حقيقت اين بود که پسر متوجه شد موتور سيکلت ترمزش بريده اما نخواست

دختر بفهمه در عوض ...

خواست براي آخرين بار از دختره بشنوه که دوستش داره...!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 12:11
+2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
یه معجزه ای هست به اسم موسیقی ...♫
میتونی باهاش حرفاتو بزنی، باهاش گریه کنی♪
باهاش بخندی، باهاش خاطـــــره بسازی ♫
میتونــــی با موسیــــقی زندگی کنی ...♥
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 10:00
+10
parnian
parnian
حموم بودم،
خواب بودم،
استخر بودم،
کلاس بودم،
سایلنت بود،
گوشیم شارژ نداشت،
بابام تو اتاقم بود،
و ...

اینا همون جواب های اَبلهانه ایه که بعضیا که
دارن خیانت میکنن میگن!

کلا اینا رو شنیدی بگو:
باشه،ولی خودتی ..!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 03:24
+1
امیرحسین
امیرحسین
فلسفه الاکلنگ اثبات بزرگے کسے است که فرو می نشیند تا دیگرے پرواز کند بهتریـــــــــــــــــــــــــــــــــــن ها همیشه مے مانند شاید جلوے دیدگان نباشند امادردل ماندگارند...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 02:27
+6
zahra
zahra
من میروم ...از رفتنم شاد باش...از عذاب دیدنم آزاد باش..گرچه تو تنهاتر از من میروی...آرزو دارم عاشق شوی...آرزو دارم بفهمی درد را...معنیه برخوردهای سرد را
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 02:25 توسط Mobile
+9
payam65
payam65
روزی دختری نزد کورش کبیر آمد و ادعا کرد که مدتهاست عاشق وی میباشد و از خواب و خوراک افتاده است
کورش بزرگ قدری در چهره زن دقیق شد و گفت من لیاقت تو را ندارم بهتر است با برادرم که هم از من
زیباتر و هم جوانتر است و به زودی جای من را خواهد گرفت و هم اکنون پشت سر تو ایستاده ازدواج کنی
هنوز سخنان کورش بزرگ تمام نشده بود که زن با عجله پشت سر خود را جهت یافتن شخص مورد نظر نگریست
اما کسی آنجا نبود
پس کورش کبیر رو به زن گفت آنکس که عاشق باشد هیچگاه عشقش را به طمع موقعیتی بهتر به شک نمی اندازد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 01:08

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ