یافتن پست: #ات

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
· صدای خرپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه ؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:38
+1
مهسا
مهسا
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:36
+3
فکل مکل
فکل مکل
حیف که اینترنتم خرابه نمیتونم زیاد پست بذارم !!! فردا شب یک حالی از شما دخترا بگیرم!! حالا صبر کن!! بخدا نمیدونی دارم میترکم که نمیتونم پست بذارم!! فقط دعا کنید فردا ویندوزم رو عوض نکنم
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:08
مهسا
مهسا
نه از خاکم ...نه از بادم نه در بندم...نه آزادم. نه ان لیلاترین مجنون نه شیرینم..نه فرهادم. فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:56
+3
mitra
mitra
جهانگردي توسط قبيله اي وحشي دستگير شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله اي بگويد.ولي بدين شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تيرزهرآگين مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشيار با كمي فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:25
+6
فکل مکل
فکل مکل
با سلام خدمت همه دوستان!!!! گروه کل کل دختر پسرا افتتاح شد از همه دوستان برای عضویت در این گروه دعوت میشود!! باتشکر مدیریت گروه کل کل
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:23
+4
mitra
mitra
دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است؟
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:19
+4
مهسا
مهسا
زندگی مانند رانندگی در یک دشت زیباست ، سعی کن از لحظاتش بهترین استفاده رو ببری ، چون در انتهای جاده تابلویی با این عبارت نصب شده : دور زدن ممنوع !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:18
+2
مهسا
مهسا
دل" اتفاقی ترین اشتباه دنیاست! بسته میشود آنجا که نباید؛ کنده میشود از جایی که نباید
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:11
+1
sasan pool
sasan pool
نمي رنجم اگر باور نداري عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری صدایی از صدای عشق خوش تر نیست حافظ گفت اگر چه بر صدایش زخم ها زد تیغ تاتاری اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال و لی این کفاف نیست در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهی تو را کنار خود احساس میکنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیا هنوز آمدنت را بهار کم است.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:57
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ