یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این خواهر ما تازه گواهینامه گرفته بود نشست پشت فرمون که بریم بیرون. حلال جوگیر شده بود با سرعت میرفت و ژست گرفته بود.بــــــــــــــــــــــــــــــــــــعد یه موتوری اومد کنارمون داد زد:خـــــــــــــــــــانوم خـــــــــــــــــــــــــانوم چرختون داره میچرخه!! این آبجی ما هم فکرد کرد در حین حرکت چرخ نباید بچرخه و محکم زد رو ترمز و پیاده شده داره چرخای ماشین رو نگاه میکنه!! هیچی دیگه بنده خدا موتوریه از شدت خنده رفت تو جدول خورد به درخت منم که کف ماشین فرش شدم از خنده!!حالا خواهرم از اون موقع خود درگیری گرفته!!
حالا فهمیدین ازدواج فامیلی چقدر میتونه خطرناک باشه؟؟؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 21:23
+4
afshin
afshin
سلام. من afshin هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 21:23
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

کاپ کیک شاتوتی


تخم مرغ: 1 عدد
آرد: 4 قاشق غذاخوری
شکر: 4 قاشق غذاخوری
شیر: 5 قاشق غذاخوری
روغن مایع: 3 قاشق غذاخوری
بکینگ پودر: 1 قاشق چای خوری
شاتوت



آرد رو با الک 2 بار الک کنید بعد پکینگ پودر رو اضافه کنید در ظرفی جدا شکر تخم مرغ و وانیل رو بریزید و خوب هم بزنید وقتی شکر حل شد شیر و سپس روغن رو بیفزایید و بعد کم کم آرد رو بیفزایید تا خمیر یکدستی درست شود .
در قالب ریخته شاتوت رو روی خمیر بگذارید .در فر 180 درجه که از قبل گرم شده به مدت 30 دقیقه میگذاریم .


آخرین ویرایش توسط 0921903413 در [1393/06/16 - 20:56]
دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 20:30
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
چاره دیگری نیست باید سوخت باید ساخت درون ویران از تنهایی را... فقط اینجوری (میشه) با تویی که عاشقم نبودی بمونم... تویی که برای رسیدن از جنازه ام عبور کردی تویی که به بدون من بودن راضی شدی ...راضی شدی به خاطر دیگری به همه بگی لیاقت تو"...رو ندارم...با این همه من هرگز نتونستم فراموشت کنم شاید ...خدا نخواست که ما رو از هم دیگه ناامید کنه من این تنهایی اجباری رو خیلی دوست دارم اما فقط به خاطر...تو"...اره "(میشه) !
دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 20:26
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

بعد از سال ها دخترک کبریت فروش را دیدم!


بزرگو زیبا شده بود....


به او گفتم:کبریت هایت کو؟؟



میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم!


خنده ی تلخی کرد و گفت:کبریت هایم را نخریدند...


سالهاست که خودم را میفروشم!


دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 20:24
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ...
زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم .
تو ، نباید آنکسی باشی که من میخواهم ، و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی .
کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت .
من باید بهترین خودم باشم برای تو و تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من ....
خوب ِ من ، هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها . . .
زندگی ست دیگر...
همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ،
همه سازهایش کوک نیست ،



باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش،


اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،
به این سالها که به سرعت برق گذشتند،


به جوانی که رفت،
میانسالی که می رود،


حواست باشد به کوتاهی زندگی،
به زمستانی که رفت ،
بهاری که دارد تمام می شود کم کم،
ریز ریز،
آرام آرام،
نم نمک...
زندگی به همین آسانی می گذرد;-)


دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 19:26
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
سلامتی مادر
که وقتی غذا سر سفره کم بیاد
اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . .

دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 19:22
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 19:07
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 19:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 19:00
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ