یافتن پست: #از

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
{-40-}{-40-}{-40-}{-40-}
این یعنی چی که من این همه اسم توی لیست دوست هام دارم ولی فقط 43 تا لایک پروفایل؟!!!!{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
.................
میتونید باز نشرش هم بکنید تا همه مطلع و اگاه بشن{-7-}
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1390/12/28 - 21:51]
18 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:50
+9
مهسا
مهسا
نیازی به انتقام نیست

فقط منتظر بمان...

آن ها که آزارت می دهند،

... سرانجام به خود آسیب می زنند.!!!

و خداوندبه عنوان پاداش صبرت اجازه می دهد
تماشاگرشان باشی !

{-2-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:45
+6
مهسا
مهسا
اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود ...{-39-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:42
+5
reza
reza
وقتى كه ميگى ديگه برا هميشه فراموشش كردى ، و هيچ احتياجى بهش ندارى ، و تمام فحشهاى دنيا رو نصيبش ميكنى ؛ درست زمانيه كه بيشتر از هميشه دلت براش تنگ شده !...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:41
+3
مهسا
مهسا
سلـــــــــــــــــــام به همـــگـــــــــــــــی{-7-}{-26-}{-32-}{-45-}{-21-}{-17-}{-35-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:39
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین بچه های دوست داشتنی ای بودیم ما..!{-7-} {-11-}
10 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:21
+13
fowkes
fowkes
امروز بعدازظهر به اصرار یکی از دوستان اخراجیهای 3 رو برای اولین بار دیدم
از بعداز ظهر احساس میکنم با تراکتور از رو شعورم رد شدن{-6-}{-6-}
9 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:20
+5
-5
نیوشا
نیوشا
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻧﻘﺶ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻨد ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ، ﺩﻭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﮎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:12
+8
reza
reza
چیزهایی هست که نمی توان به زبان آورد ، چرا که واژه ای برای بیان آنها وجود ندارد
اگر هم وجود داشته باشد کسی معنای آن را درک نمی کند .
اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درک می کنی ...
اما هرگز این دستهای تیره ای را که قلب مرا در تنهایی گاه می سوزاند و گاه منجمد می کند،
درک نخواهی کرد

ترانه شرقی/فردریکو گارسیا لورکا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:08
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
فقط یه ایرانی میتونه یه هفته یه جا کنگر بخوره لنگر بندازه
بعد که برگشت خونه بگه:
آخیـــــــــــــــــــــــــــش هیچ جا خونه خود آدم نمیشه{-20-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:05
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ