mah3a
داشتم فکر میکردم که
به جان چشمانت قسم !!
اینبار آنچنان رفتنی ام ...
که ، کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز میگردند و نه
ali rad
زندگي داستان يخ فروشي است كه از او پرسيدند : فروختي ؟
گفت : نخريدند ... تمام شد !
ali rad
تمام چيزي كه بايد از زندگي آموخت
تنها يك كلمه است : " مي گذرد "
ولي دق مي دهد تا بگذرد ...!
ali rad
آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه بمیران، که به وجد نیاید کسی از نبودنم ....
mah3a
نابینا: مگرشرط نکردیم ازگیلاسهای این سبدیکی یکی بخوریم؟
بینا: آری؟!
نابینا:پس توباچه عُذری سه تاسه تامی خوری؟
بینا: توحقیقتا نابینایی؟!
نابینا: مادرزاد.
بینا: چگونه دریافتی من سه تاسه تامی خورم؟!
نابینا: آنگونه که من دوتادوتامی خورم وتوهیچ معترض نمی شوی!
____________
baghiash ko?
1390/12/25 - 22:46baghiey chi dear?
1390/12/25 - 22:54va na......?
1390/12/25 - 22:56va na abi k to kasat dge...............
1390/12/25 - 22:57manzoresh in k hey ab poshtam mirizio ghasam midi k bargard...ama na abi k rikhti ro zamin bar migarde o na an roz ha...
okay?
okeeeeeeeeeeey
1390/12/25 - 23:00