ALI SHABAN
تا کی به تمنای وصال تو یگانه/اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
ALI SHABAN
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس//که چنان زو شده هم بی سر و سامان که مپرس
رضا
هنوز تمام پنجره ها را به نام تو باز می کنم هنوز باران را تلنگر انگشت های تو می دانم بر ذهن مه گرفته ام هنوز خش خش برگ ها را به پای قدم های تو می نویسم ! هنوز باد که خودش را به در می کوبد از جا می پرم : آمدم ! آمدم ! و تمام درها ، به هوای تو باز می شوند ! تا زمزمه کند....!!!