یافتن پست: #از

رضا
رضا
باز هم قلبی به پایم اوفتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم در گیر و دار یك نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد باز هم از چشمه لبهای من تشنه یی سیراب شد ‚ سیراب شد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:35
+4
zahra
zahra
ميدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟ چون کمتر پيش مياد که يازده تا خانم راضی بشن همزمان يه جور لباس بپوشن {-59-}{-59-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:27
+5
mina_z
mina_z
به غضنفر ميگن: چرا ماشينت را از پلاكش شروع ميكني به شستن؟ ميگه: يه دفعه از سقف شروع كردم به شستن رسيدم به پلاكش ديدم كه ماشين خودم نبود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:25
+5
رضا
رضا
روز اول پیش خود گفتم دگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز می گفتم لیك با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما برسر پیمان خود بودم ظلمت زندان مرا می كشت باز زندانبان خود بودم ....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:23
+4
رضا
رضا
وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از رفتنت میسوزم کاشکی بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم حالا عکست تنها یادگار از تو خاطراتت تنها باقی مونده از تو وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجود کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:19
+4
zahra
zahra
عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:17
+5
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
هعی روزگار !!! {-60-}... دیگه حتی ایرانسل هم اس ام اس هاش رو ازم دریغ میکنه .... {-15-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:11
+5
رضا
رضا
تو که قدر وفا مو ندونستی میشد یه رنگ بمونی نتونستی گمون نکن که تو دستات یه اسیرم دگه قبلم و از تو پس میگیرم
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:11
+4
تنها
تنها
نااااااااااااااااااااااااااازی{-26-}
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 19:55
+3
sasan pool
sasan pool
باز در دست تو دست دیگریست باز هم دیدم که قولت سر سریست اولش باور نمی کردم ولی باورم شد رنگ تو خاکستریست بعد از آن چشم تو دیگر هیز شد سهم من از عشق تو ناچیز شد التماسم{-31-}{-31-} کردی و گفتم برو قلب من از کینه ات لبریز شد ببین با من چه ها کردی نمی خواهم که برگردی تو تنها لایق آن هرزه های مست و ولگردی ساده با هر چشمکی دل باختی هر شبی با یک نفر می ساختی عاقبت تاوان هر بازیچه را با فدای پاکی ات پرداختی باز اظهار ندامت کرده ای از رفیق بد شکایت کرده ای گریه ات بوی خیانت می دهد دور شو دیگر تو عادت کرده ای ببین با من چه ها کردی نمی خواهم که برگردی تو تنها لایق آن هرزه های مست و ولگردی تقدیم به کسانیکه عشقشون مثل عشق من هرزه بود یا هرزه دل بود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 19:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ