یافتن پست: #از

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یه یارو لبه پشت بوم یه ساختمون 12 طبقه واستاده بود و میخاست خودشو بندازه پایین. بهش میگن میخای خود کشی کنی؟میگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ماشینمو پارک کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 18:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم روزنامه دستشه میگم صفحه جدولشو بده من میگه میخوای حلش کنی؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام از رو چیدمان جدولش محوطه باغ طراحی کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 18:57
+1
رضا
رضا
ببخش مرا كه براي نگاهت كافي نبوده ام ببخش اگر دستانم ، براي نگاه داشتنت كوچك بود ببخش مرا اگر در قلبم جا شدي...................
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 18:14
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
همانا لذتی که در 3 دقیقه خوابیدن پس از آلارم صبح است در خوابی همچون اصحاب کهف نیست !!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 16:01
+4
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
یکــ دوستـتـــ_دارمــ .. حتــی ازنـوعــِـ شُـل و ولـشـــ .. از جانبــِـ تــو .. قـوامـ مـی بـخشـد .. به وجودتـــ .. در دلـمــ . . . . . . کاشــ بـفهمـی!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 14:47
+3
Pedram
Pedram
لیلی و مجنون...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 14:23
+3
رضا
رضا
بود بر شاخه هایم آخرین برگ تو پنداری که شب چشمم به خواب است ندانی این جزیره غرق آبست به حال گریه می خوانم خدا را به حال دوست می جویم شما را ...................
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 13:02
+3
رضا
رضا
گذر عمر طی شد این عمر تو دانی به چه سان ؟ پوچ و بس تند چنان باد دمان همه تقصیر من است این و خودم می دانم که نکردم فکری.............
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 12:41
+3
mina_z
mina_z
تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 12:21
+6
sasan pool
sasan pool
نمردیم یک 20 توی دانشگاه گرفتیم.آخرین بار که 20 گرفتم مال دوران راهنمایی بود.خوبه کامروا شدم ناکام از دنیا نمیرم.توی علامیه میزنن جوان کامروا. =))
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 12:19
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ