سیمین
وقتي کسي صادقانه بهت عشق هديه ميکند و تو پس ميزني منتظر باش تا قلبتو به کسي هديه کني و اون تو رو پس بزنه . .
سیمین
تنهايم را با تو قسمت مي کنم سهم کمي نيست گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي ست غم آنقدر دارم که مي خواهم تمام وصلها را بر سفره رنگين خود بنشانمت بنشين غمي نيست
سیمین
زندگی با همه وسعت خویش مخمل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن نیست اظطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست زندگی کوشش و راهی شدن است زندگی جوشش و جاری شدن است ازتماشاگه آغاز حیات تا بدانجا که خدا می داند
رضا
کنار هر قطره ی اشکم هزارتا خاطره دفنه انقدر خاطره داریم که گویی قدر یک قرنه گلو می سوزه از عشقت...........
ronak
مگسی را كشتم نه به این جرم كه حیوان پلیدی است،بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یك به صد است طفل معصوم ، به دور سر من می چرخید به خیالش قندم، ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود... من به این جرم كه از یاد تو بیرونم كرد، آن مگس را كشتم... !
رضا
مرگ من روزی فرا خواهد رسید...............
سیمین
برنده نسبت به فضای اطراف خود، حساس است. بازنده فقط نسبت به احساسهای خود، حساس است.
ronak
گاهی وقتا دلم میخواد مثل جودی ابوت باشم! پر انرژی ... با خنده هایی که از ته دلن ... گریه هایی که با دلیلن ... با اون شخصیتی که جلوی هیشکی نمیشکنه ... و یه بابا لنگ دراز که واسش بنویسم .....!
سیمین
چون باد خواهد برد با خود روسری را از فصل ها تنها خزان را دوست دارم امشب که با هر بیت یاد تو می افتم بی شک تمام شاعران را دوست دارم در داستان رفتنم از شهر چشمت ... آن جا که می گفتی : ( بمان ) را دوست دارم
postat aliye mer30azizam
1390/10/18 - 12:19ممنون از شما
1390/10/21 - 11:20