یافتن پست: #از

maryam
maryam
یکی از قشنگترین حس ها اینه که بعده یه دعــوا از نگاهش بفهمی که هنوزم دوســـت داره...{-57-}{-41-}
7 دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 23:29
+4
محمد
محمد

بعضی از زخمها رو باید درمان کنی


تا بتونی به راهت ادامه بدی


بعضی زخمها باید باقی بمونه


تا هیچوقت راهت رو گم نکنی


دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 23:02
+3
محمد
محمد

هدف من توی گهواره مرد.....

روی ورق جوهری با اشکای خشک...

نقاشیام شده اشکالی کنگ افکارم شده خرواری فحش...

بحث این نیست که انسان کمه بحث سر اینه که چقد سوگند خره....

چون با هرکی نشست و1ماه بعدش .....

طوری ازش خورده که چشماش تره.....

تازه اینانیست عادت کردم .....

خط به خط توی کاغذ غرقم...........

شب به شب توی عالمی پرتم......

که جونیم حروم شد ساعت برگرد....

ساعت برگرد...... ساعت برگرد..... ساعت برگرد....


دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 21:07
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دوستای گلم

مهربونا با معرفتا

با جنبه ها با شعورا

خیـــــــــــــــــــــــــــلی دوستتون دارم

ممنون از همراهیتون

شبتون شیک و مجلسی
{-35-}{-49-}{-35-}
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1393/03/5 - 21:50]
6 دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 21:00
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
طرف باید عروسیش قاطی باشه. مشروب سرو بشه ، دی جی هم باشه ،لباس مهمونا هر چه بازتر بهتر ... اما
اما
اما
اما
اما
اما
باید عروسیش تو نیمه شعبان یا ولادت یكی از اماما باشه
خدایش مردم سرزنده و با ایمانی داریم ما !!!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 20:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یارو زنگ میزنه رادیو ، میگه الو رادیو پیام ؟

خانومه : بله بفرمائید

میگه : من یه کیف پول پیدا کردم ک توش 50 میلیون پوله !

خانومه : آفرین به شما ، حتما میخواین از این طریق پیام بذارین برا صاحبش تا پیدا بشه ؟!

میگه : نه میخوام یه آهنگ غمیگن واسه صاحبش درخواست کنم ! :))))
دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 20:38
+3
be to che???!!
be to che???!!
4 دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 20:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی
میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 20:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فآنتزیآم اینه به خودم زنگ بزنم بگم : الو...
بعد برگردم جواب بدم : قربون اون الو گفتنت بشم من :))
بعد خجالت بکشم قطع کنم ^_^

چند دفعه امتحان کردما ولی نمیدونم چرا اشغاله همش :/
نگرانم که با کی حرف میزنم :(
2 دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 20:32
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نشسته بودم جلوی تاکسی
یه دخترو پسرم عقب نشسته بودن که یه دفعه دختره جیغ کشید "دستتو بکش بیرون کثافت"!!!!
.
.
.
.
.
.
راننده هم کوبید رو ترمز پسررو از ماشین کشید پایینو یه دل سیر زدش...
سوار ماشین که شد از دختره پرسید خانوم،پسره چیکار کرد؟
دختره گفت:آشغال دستشو تا ته کرده بود تو دماغش
من :|
راننده :|
پسره زبون بسته : هیچ شکلکی یافت نکردم براش بزارم
دیدگاه  •   •   •  1393/03/4 - 20:31
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ