♥ نگار ♥
با خواهرم از خرید بر می گشتیم دیدم میگه: کی اسم آریشگاه مردونه رو میذاره رایکا این مغازه سر کوچه ما گذاشته.
یه لبخند تلخ زدم(خب چیه جو گرفته بودتم) گفتم: خواهر من چه انتظاری داری تو این آرایشگاه بند می ندازن ابرو بر میدارن اپیلاسیون می کنن انتظار داشتی اسمش بذاره کوروش کبیر یا آرش؟
فکر نکنم تو عمرش انقدر قانع شده باشه
♥ نگار ♥
دیشب به یکی از دوستام اس ام اس دادم: سلام بیداری؟
جواب داد: آره بیدارم تو چی؟
خدایا اگه خواستی دیوونه ها رو شفا بدی اینو بزار تو نوبت!
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیام اینه که:
یکیو گیر بیارم بشینم یه دل سیر درد و دل کنم باهاش و کل نگفته هامو بهش بگم
و بعد بندازمش زیر قطار بمیره کصافتو تا حرفام جای دیگه درز نکنه!