یافتن پست: #اعتماد

`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
نمردیم و یه پسر خیـــــلی خوشگل هم تو پیج دیدیم

معرفی می کنم ملکه زیبایی این پیج رو ......

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خیلی دوست داشتم یه زمانی این پست رو بزنم ولی هنوز پسر خوشگل ندیدم تو پیج

(اعتماد به نفست منو کشته اقایی که با ذوق اومدی تا اسمتو بخونی واقعا با خودت چی فکر کردی هان قربون اعتماد به نفس کاذبت )
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/2 - 13:49
+5
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
پسرایه خوشکل توجه توجه:
اگه دوس دارین من دوس دخترتون بشم بیاین پایین.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عجب رویی داری ب غرآن
اعتماد به نفسم که عالی
چی باعث شد فکر کنی من دوس دخترت میشم هان؟
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 23:46
+5
saman
saman
در CARLO

ری‌لی‌شن: رابطه دو نفر که دوطرفه باشد و همه چیز خوب پیش برود.ری‌لی‌ماسه: وقتی رابطه دو نفر به خاطر مشکوک بودن یکی از آنها به کندی پیش می‌رود.ری‌لی‌سیمان: یکی از دو نفر به اون یکی چسبیده و نمی‌خواهد ولش کند.ری‌لی بتون: دو نفر تا آخرش روی هم حساب می‌کنند و قصد جدایی ندارند.ری‌لی‌سنگ: رابطه‌ای که موانع متعدی جلوی راه دو طرف می‌گذارد.ری‌لی‌جن: وقتی یکی دل دیگری را با توسل به طلسم و دعا به دست آورده باشد.ری‌لی‌آهن: هر دو نفر به یکدیگر اعتماد کامل دارند.ری‌لی‌‌چوب: وقتی هر دو طرف همه «دووشواری»‌های رابطه را تحمل می‌کنند تا با هم بمانند.ری‌لی‌یونولیت: رابطه‌ای که با دروغ و کلک شکل گرفته و خیلی زود هم نابود می‌شود.ری‌لی‌طلا: وقتی یکی از طرفین مجبور است رابطه را با خریدن مداوم هدیه و یادگاری و کادو نگاه دارد و حفظ کند.ری‌لی‌بتادین: وقتی یکی از طرفین در رابطه جر خورده، اما به هر علتی مجبور است تا مسیر را ادامه دهد.ری‌لی‌‌پنیر: دو نفر به نرمی با یکدیگر مشغول هستند و تعهدی به هم ندارند.ری‌لی‌روغن: وقتی بابای یکی از طرفین پولدار باشد.ری‌لی‌‌ماست: وقتی یکی از دو طرف شل است و رابطه به آهستگی پیش می‌رود و امیدی هم به نتیجه‌بخش بودن آن نیست.

اینم همینطور بازنشر فرامشتون نشه


دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:57
+7
be to che???!!
be to che???!!
وقتي به كسي بطور كامل و بدون هيچ شك و ترديدي اعتماد مي كنيد در نهايت دو نتيجه كلي خواهيد داشت شخصي براي زندگي يا درسي براي زندگي....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 00:40
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
به سلامتی دختری که . . . . . . . ولش کن دخترا همینجوری هم اعتماد ب نفس کاذب دارن وای به حال اینکه تحویلشون بگیری به سلامتی ما پسرای خوشگل {-32-}{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 00:16
+3
saman
saman
در CARLO
پسرا قبل و بعد از ازدواج .. 
قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
 دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
 پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
 پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
 دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
 پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
 دختر: منو می‌بوسی؟
 پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
 دختر: منو می‌زنی؟
 پسر: دیوونه شدی؟ من همچین  آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
 پسر: بله.
 دختر: عزیزم!

 بعد از ازدواج
کاری نداره! از پایین به بالا بخون !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 17:51
+5
saman
saman
در CARLO
اعتراف میکنم بعد از سه سال برای اولین بار به آبی و قرمزه روی شیر دستشویی دانشگاه اعتماد کردم
با اینکه ۳ ساعت گذشته اما هنوز خیلی پشیمونم !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 17:44
+3
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 14:50
+6
-1
saqar
saqar
در CARLO
اين بار كه عاشــق شــدم
دوســـتت دارم رو اصــلأ به زبــون نــميــآرم
قربون صدقه رفتن كه هيــچـي !
نگرانيامــم بـــروز نــميـدم

وقتي حالش خوب نبود باهاش صحبت نميكنم
و آرومش نميكنم،بجاش ميگم برو يه دوش بگير بهتر ميشي..

باهــاش زياد بيرون نميرم
تا اگه جدا شديم خيابوناي شهر عذابم ندن
به چشماش خيره نميشم تا دلم گير چشماش نشم

سعي ميكنم وقتي داره خودشو برام لوس ميكنه
بحثُ عوض كنم تا صداش كه يادم اومد ديوونه نشم

وقتي خواست قسم بخوره كه تنهام نميذاره،
انگشتمو ميذارم رو لبش و ميگم لازم نيست قسم بخوري ،
حرمت خدارو نشكون

خلاصه اصن بهش گير نميدم و پاپيچه كاراش نميشم

انگار ن انگار
من تجربه كردم
تاوان اعتماد به بعضيا يه عمر پشيمونيه......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/24 - 18:20
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

بی اعتماد زیستن

این سان به آفتاب

بی اعتماد زیستن

این سان به خاک و آب

بی اعتماد زیستن

این سان به هر چه هست

از آن همه شقایق بالند در سحر

تا این همه درخت گل کاغذین

که رنگ

بر گونه شان دویده و

بگرفته جای شرم

بی اعتماد زیستن

این سان به چشم و دست

در کوچه ای که پاکی یاران راه را

تنها

در لحظه ی گلوله ی سربی

در اوج خشم

تصدیق

می توان کرد

آن هم

با قطره های اشکی در گوشه های چشم


دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:37
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ