یافتن پست: #اه

عسل ایرانی
عسل ایرانی
این آهنگِ مدرن تاکینگ یادتونه؟ من خیلی دوسش داشتم و عجیب هم اصرار داشتم باهاش بخونم :| اما خب همیشه هم به مشکل برمی خوردم :)) کیــــا اینجــــــوری بودن؟ دستاشون بالا...{-21-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 12:04
+3
رضا
رضا
صدای گام های گریه می آید دوباره آمدی کنار پنجره ، شعری نوشتی و رفتی این بار صدای قدم های تو را از پس پرده گاه گناه وگریه شنیدم حالا به اولین ستاره که رسیدی بپرس کدام شاعر غزلپوش شبانه ، عشق را در برگ های ولنگار دفتری کهنه می نوشت اما... تو که نشانی شاهراه ستاره را نمی دانی همیشه از سیب و ستاره و روشنی قصرهای کاغذی که می نوشتم می گفتی هزار پروانه هم که بر برگهای دفترت بچسبانی پینه ی پیر و یاس علیل باغچه ی ما گل نمی دهد هیچ وقت بهار طلایی روز و رویا راباور نکردی ! گل من هیچ وقت .....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 17:26
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم از عابر بانک پول بگیرم یکی اونجا وایستاده بود گفت خرابه پول نمیده! بعد که پول گرفتم با تعجب گفت پول داد!؟؟؟؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ عذرخواهی کرد گفت پول ندارم یک چک داد واسه فردا صبح!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 17:01
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم باشگاه بیلیارد میگم دو تا چوب بدین؟میگه می خوایین بازی بکنین؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ از چین اومدیم می خواییم باهاشون غذا بخوریم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 17:01
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم داروخونه به یارو میگم یه سرنگ بده ، میگه می خواین آمپول بزنین میگن پـَـــ نــه پـَـــ میخوام باهاش خون مردم رو تو شیشه کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:58
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم آموزش دانشكده ،مسوول دانشكده داشت مداركمو تكمیل میكرد، گفتش شماره شناسنامه داری؟ گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ گذر موقتم سه ماه سه ماه تمدیدش میكنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:55
+1
pooriya jooon
pooriya jooon
به دوستم ميگم فهميدي مريم جدا شد؟؟؟
ميگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبيده بود

كف ماهيتابه كفگير زدم جدا شد� !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:06
+1
pooriya jooon
pooriya jooon
داشتم ميرفتم باشگاه وسط راه يادم اومد يه چيزي رو يادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازكرده با تعجب ميپرسه قاسم تويي؟!!!نرفتي باشگاه؟ ميگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسيد من ديليوريشم�
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:06
+1
pooriya jooon
pooriya jooon
رفتم .درمونگاه , منشيه ميگه : مريض شماييد؟ گفتم پَــــ نَ پَــــ من ميكروبم ,اومدم خودمو معرفي كنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:06
+2
pooriya jooon
pooriya jooon
رفيقم اومده خونمون! وضو گرفته ميخواد نماز بخونه!مي پرسه قبله كدوم طرفه؟! ميگم:ميخواي نماز بخوني؟! ميگه: پـَـ نـَـ پـَـ ميخوام ديش ماهوارتو تنظيم كنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:05
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ