یافتن پست: #اه

gamer
gamer
حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است در میان مزرعه های طلایی گندم مترسکی با لبهایی خندان ایستاده است لباسش نه وصله دار است و نه مغزش پوشالیمترسک خائن با کلاغ ها طرح دوستی ریخته است خوشه های طلایی گندم در آتش دو رویی نگهبان خویش می سوزندفصل دروی گندم ها و حاصلش نانی که به سفره من و تو می آیدتکه نانی خشک در دست کودکی بی پرواست کودک درد گندم ها را می فهمدمترسک را به دار می آویزدصدای نحس کلاغها به گوش می رسدکلاغ ها به سوی مزرعه ای دیگر می روند و بر سادگی مترسک قاه قاه می خندنداینگ خوشه های گندم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:37
+2
gamer
gamer
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادرپسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:37
+2
gamer
gamer
نظرتونو بگین درباره این داستان کوتاه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:25
+2
gamer
gamer
نظرتونو بگین درباره این داستان کوتاه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:22
+2
ronak
ronak
این خواهره یا برادر ؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 01:17
+5
مهسا
مهسا
آرزویم این است آرزویم این است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز وبه اندازه ی هر روز تو عاشق باشی عاشق آنكه تو را می خواهد . . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه كه دلت می خواهد... .............
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:59
+9
مهسا
مهسا
خواستـن همیشه توانستـن نیست گاهی فقط داغ بزرگی است که تا ابــد بر دلت می ماند...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:48
+9
مهسا
مهسا
زیر بارون بدون چتر با دستانی یخ کرده دست در دست هم توی پیاده رو های آب گرفته ی شهر نگاه مردمی که با حسرت ما را نگاه می کنند خواب قشنگی بود ... اما باز هم خیس شدم نه از آب باران از اشک ...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:47
+8
مهسا
مهسا
می دانی ؟ تنها دلیل این همه دیوانگی هایم اینست که نمی خواهم مدیون و گناهکار روزی کشیده شوم به دادگاه آرزوهایم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:45
+8
مهسا
مهسا
گاهی آنقدر شبیه دلتنگی ام که حجم این همه تنهایی در خیال دلم نمی گنجد و گاهی آنقدر ابری ام که تاب این همه باران را ندارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:35
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ