یافتن پست: #اه

gamer
gamer
ماهواره امید از مدارخارج شده است وفقط به دور سیاره زهره می چرخد واین پیام هارا ارسال میكند؛الهی دورت بگردم،جیگر چند سالته؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:08
+4
رضا
رضا
به رقم تمامی دنیاهایی را که آب میبرد

وقت خواب

میخوابم شاید دنیای بی تو بودنم را آب ببرد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:02
ronak
ronak
بیست و چهارساعت از زندگی یک پسر!!!؟؟؟ ۸ صبح: تو رخت خواب….. ۹ صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده…. ۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه (الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!) ۱۱ صبح : از جا میپره سمت دستشویی………… .(اگه نه که باز خوابه) ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا – رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله! میشه یه ساعت دیگه هم خوابید! ۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای ش[!]ت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه ۲ ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار ۳ ظهر:مامااااان جورابام کو؟ ۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟ ۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ث
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:59
+7
ronak
ronak
قابل توجه اقایون کی بوس میخواد؟
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:55
+7
-1
gamer
gamer
می دونید چرا در بعضی جاها در مراسم عروسی داماد رو روی اسب می‌نشونند؟ خب واسه این که آخرین شانس فرار رو هم به اون داده باشند!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:54
sasan pool
sasan pool
افسوس که بشکست دلم آنکس که قبله‌گاهم بود زین روزگار بی وفایی با من یار گرماگرم نگاهم بود زیر باران زیر فانوس شب در این مهتاب با اشک خود ترانه بی‌وفایی گویم ز مهتاب … * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:54
ronak
ronak
سیر تکاملی پسرها در دانشگاه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:53
+6
sasan pool
sasan pool
یار با ما بی‌وفایی می‌کند بی‌گناه از من جدایی می‌کند شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا جای دیگر روشنایی می‌کند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:47
رضا
رضا
باد موهايش را به بازی می گيرد و من چشم بر هم می نهم وهمبازی باد می شوم: گلوله ای نخ در مشت می دوم پای برهنه در پی بادبادکی که چرخ می خورد در بلند آبی آسمان. دل می سپارم به رقص موزون بادبادک ها و اوج می گیرم همراهشان تا بيکران لاجوردی آسمان. در پس کوچه ای نگاهش راه نگاهم می بندد. می نگرد, سادگيم را, پاهای برهنه ام را و چشمانم را که چه آسان هم رقص پرواز بادبادک ها می شود. باد می آید و در ميان پيچ و تاب موهايش ره گم می کند. ره گم کرده سرانگشتان نوازشگر باد بادبادکم را از بندش می رهانند... لبخندی بر گوشه لبانش می شکفد و شکوفه ای در دلم جوانه می زند.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:37
+1
gamer
gamer
به [!] میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟ کلی فکر می کنه میگه وقتی که روی اره نشسته ام
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:35
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ