یافتن پست: #اه

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
من 22 دی برای تولدم پارتی بگیرم کیا میان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
31 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:37
+4
mina_z
mina_z
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟ پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم! {-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:19
+3
-1
shahin ES
shahin ES
روبــاه : چـه سـَري .. چـه دمــي .. عجــب پــايــي !! . . . . ... . . . . زاغ : بـاشـه فقــط سريــع تــا شوهــرم نـيـومــده {-7-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:15
+3
mahdi
mahdi
اهنگ متالیکا گذاشتم ولی صداش خیلی کم بود یهو دیدم هی اینور و اونور و نگاه میکنه که یه دفعه گفت صدا از اسپیکر میاد؟؟؟؟؟؟؟گفتم پ نه پ اون پوستر متالیکای رو دیوار یهو شروع کرد به خوندن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:09
mahdi
mahdi
طرف تابلوئه با نظام ایران مشکل داره؛با تحقیر مبپرسه یعنی واقعا مهندسای ایرانی هواپیمای جاسوسی امریکا رو با دستگاهای رادار گریزشون گرفتن؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ لُرها با سنگ های رادار گریزشون زدن!!! {-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:08
mahdi
mahdi
خونه دوستم تو حیاط نشسته بودیم هوا سرد شد،بهش میگم برو یه پتو بردار بیا!میگه سردته؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ میخوام 2 تایی بریم زیرش شب نماهای ساعتمُ نشونت بدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:03
+1
mahdi
mahdi
رفتیم آگاهی سند بذاریم دوست پسرم آزاد بشه.میگه میخواین با سند آزدش کنید؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ آوردم سند بذارم منم ببرین بذارین کنارش با هم آب خنک بخوریم {-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:41
رضا
رضا
روزی ما دوباره کبوترهایِ مان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. *** روزی که کم ترین سرود بوسه است و هر انسان برایِ هر انسان برادری ست. روزی که دیگر درهایِ خانه شان را نمی بندند قفل افسانه یی ست و قلب برای زنده گی بس است. روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی. روزی که آهنگِ هر حرف، زنده گی ست تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست و جویِ قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه یی ست تا کم ترین سرود، بوسه باشد. روزی که تو بیایی، برایِ همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایٍ مان دانه بریزیم... *** و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 20:32
+1
رضا
رضا
همسفر خسته ام از این همه راه خسته از نای و نی و این همه اه راه ، تکرار زمان است چرا همسفر فاش بگو راز چرا اری از ایینه ها نیست نشان ان نشان های نهان نیست عیان اندر این نبض ِ زمان ، گیج منم مات و مبهوت ِ دل ِ ریش منم هوشیارم ز دل ِ خویش چرا ان که مستم بکند ، نیست چرا همسفر گرچه رهایم کردی راست گو ، ره به کجا اوردی نکند باز به من می خندی زین که پروانه شدم می خندی خنده کن تا که منم سوز شوم بنواز تا که منم کوک شوم ره به تنهایی من می گرید همسفر ، باش ، دلم می گرید خُنک ان روز که اندر پیش است دل ِ زهر خورده ی من در نیش است باش تا سایه ای بر من باشی وین دل زخم ، تو ، مرهم باشی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 18:55
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ