یافتن پست: #اون

sasan pool
sasan pool
اینقد فحش به عمه ندین ، اون دنیا باید جواب پس بدین اصلا حدیث هم داریم که “عمه یتسائلون” یعنی در مورد عمه ها سوال میشه !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 13:29
+1
رضا
رضا
یه غروب بی رمق یه راه دور،یه کویر سوت و کور بازم از پشت افق راهی شده،یه مسافر صبور کوله بارخستگی رو شونه هاش،موج غربت تو صداش جاده های ساکت و بی رهگذر،تا قیامت زیرپاش سر راهش نه ولی یه انتظار،ته یه چشم بیقرار تو دلش مونده فقط یه خاطره،یه عذاب موندگار وقتی تو سینه ی شب راهی می شد،کسی گریه شو ندید کسی از پشت سکوت پیدا نشد،ضجه هاشو نشنید جاده انگارکه تمومی نداره جاده از هر قدمش غم می باره چه غریبه اون مسافرصبور که تو جاده های غم پا میذاره شاید این قصه بمیره تو سکوت یا کسی نگذره از این برهوت شاید این جاده به جایی نرسه سهم این پرنده شاید قفسه اما این غریبه ی خسته هنوزافق رفتن و روشن می بینه توی جاده های تاریک خیال هنوزم خواب رسیدن می بینه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 11:54
+1
ebrahim
ebrahim
دیدین بعضی چیزا فصل داره ؟! مثلا فصل اجاره دادن و گرفتن خونه تو تابستونه و تو زمستون کار سخت میشه ، نه خونه گیر میاد نه مستاجر ! این شامل نیمه گم شده هم میشه ، نیمه گم شده همه فصلی پیدا میشه به غیر از یه ماه!!اونم یه ماه قبل از ولنتــاین !!! یعنی اگه تو این زمان تونستی نیمه ات و پیدا کنی ، حتما برو تو گینس ثبتش کن !! والااا به خدا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:28
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟
پسر: آره عزیز دلم
دختر: منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند
پسر: منتظرت میمونم عشقم
... ... دختر: خیلی دوستت دارم
پسر: عاشقتم عزیزم
...
*
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد
به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد
پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی
دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت
پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟
*
چرا به من کسی چیزی نگفته بود
و بی امان گریه میکرد
پرستار: شوخی کردم بابا !
رفته توالت الان میآد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:52
+8
عسل ایرانی
عسل ایرانی
ايرانسل ديگه داره جاي دوستامو پر مي كنه...فقط مونده اس ام اس بده كجايي؟! ا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:50
+7
omid
omid
بچه:مامان اون آقاروببین کچله!!!! مامان: هیس…میفهمه بچه: اه…مگه تا حالا نفهمیده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:40
+4
ebrahim
ebrahim
مراحل استرس واقعی! : . . . شما در حال رانندگی در جاده خانمی رو میبنید که حال خوبی نداره ، سوارش میکنید اون به شما میگه باید زود به بیمارستان برسه. **این آغاز استرس ه! شما خانم رو به بیمارستان میرسونید ، دکتر به شما تبریک میگه بخاطر حامله بودن اون خانم و پدر شدنتون! اما شما میگید که پدر بچه نیستید درحالی که اون خانم به دکتر گفته هستید! ** این جا شما استرس میگیرد ! از دکتر تقاضای تست دی ان ای میکنید ، بعد از آزمایش دکتر میگوید که حق با شماست و شما کلا نابارور هستید احتمالا از زمان کودکی! ** استرس واقعی اینجاست : که شما یاد 3 تا بچه ای که تو خونه دارید می افتید !!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 19:36
+5
ebrahim
ebrahim
اگه تایتانیک تو ایران ساخته میشد : 1) جمعیت کشتی 10 برابر ظرفیت ش میشد ! 2) آهنگ فیلم توسط احسان خواجه امیری! 3) اسم فیلم به "جدایی کشتی از وسط" تغییر میکرد ، جهت تضمین بردن جوایز! 4) ناخدای به صورت خودجوش تنگه ی هرمز رو با رو کردن دسیسه ی ناو های غربی پاک میکرد! 5) کوه یخی حتما ساخت اسراییل یا انگلیس بوده! 6) دیگه اون صحنه ی معروف جک و رز رو نداشتیم ، بازیگرا از دور واسه هم اشک میریختن و نهایتا مرد ه برادر زنه رو بغل میکنه!!! 7) آخر فیلم هیشکی غرق نمیشه و حتما یه صحنه ی عروسی داشتیم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 19:35
+4
zahra
zahra
میدونى فرق تو با کبوتر چیه؟ اون از قشنگیش اسیر می شه ولی تو با قشنگیت اسیر می کنى
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 19:21
+7
mina_z
mina_z
وقتی دخترا دور هم خلوت میکنند!!!! ۱- وای این انگشتر رو کی خریده ؟ چقدر قشنگه !!!!! ۲- وای الهام جون نبودی امروز من با اون پسره قرار داشتم . اینقدر با هم حرف زدیم . حتی اسم بچه هامون هم انتخاب کردیم ۳- من خیلی دلم میخواد آی دی این پسره رو بدست بیارم تا باهاش چت کنم . ۴- امروز یه پسره خوشتیپ و با کلاس توی دانشگاهمون اومده بود . هر چی عشوه و ناز کردم براش تحویلم نگرفت . مگه من خوشکل نیستم ۵- سارا دیدی چه پسره مودبی توی فروشگاه بود . حتی توی صورتمون هم نگاه نکرد . خیلی پسره سر به زیری بود من که دلم پیشش گیر کرده
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 19:13
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ