یافتن پست: #بخند

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 21:58
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 21:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 20:06
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتی خاطراتی که وقتی به یادشون می افتی ی لبخند قشنگ میشینه رو لبات.....
به سلامتی اونی که این خاطرات رو واست ساخت...
و به سلامتی اونی که این خاطرات رو هنوز واسمون میسازه...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 19:48
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
به راننده گفتم: چپ کن بخندیدم یهو در گوشم گفت : میخوای راست کنم گریه کنی :| هیچی دیگه رفتم مثل آدم سر جام نشستم کمربندمم بستم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 00:42
+6
ehsan mohammadi
ehsan mohammadi
توی یه پارک تو سیدنی استرالیا دو مجسمه بودند یک زن و یک مرد.
این دو مجسمه سالهای سال های سال روبرو هم با فاصله کمی
ایستاده بودند و در چشم های هم خیره بودند و لبخند میزدند.
یه روز صبح یک فرشته پیش آنها آمد و گفت چون شما دو مجسمه
خوبی بودبد من بزرگترین آرزو شما را برآورده خواهم کرد.من شما
را به مدت 30 دقیقه تبدیل به انسان خواهم کرد و شما کار خود را
انجام دهید.
دو مجسمه تبدیل به انسان شدن و با لبخندی به پشت درختان و
بوته ها دویدن که پشت آنها چند کبوتر بودند.فرشته زمانی که صدای
خنده های دو فرشته را میشنید بسیار خوشحال میشد.
15دقیقه گذشت و دو مسجمه از پشت بوته ها بیرون آمدند
فرشته نگاهی به ساعت کرد و گفت هنوز 15 دقیقه از وقت شما
باقی مانده نمیخواهید ادامه دهید؟
مسجمه مرد با نگاه شیطنت آمیزی به مجسمه زن نگاه کرد و گفت:
میخواهی یک بار دیگر این کار لذت بخش را انجام دهیم؟
مسجسمه زن نگاهی کرد و گفت:
باشه اما این بار تو کبوتر نگه دار من برینم رو سرش!!!!
نکترو گرفتی لایک بززززززن
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 12:38
+3
ساناز
ساناز


*از خدا براتون ♥عشق♥ آرزو کردم؛ از اون عشقایی که هر روز با لبخند از خواب پاشید و بگید " زنـدگــــی یـعـنـــی ایــن ...


دیدگاه  •   •   •  1392/07/30 - 19:29
+7
binam
binam
دیدگاه  •   •   •  1392/07/30 - 18:51
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/30 - 17:42
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/30 - 16:13
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ