یافتن پست: #بخند

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/8 - 20:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/8 - 20:06
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زن ها مـــــــــــردی را دوست دارند که :
او را ببوسـد ،
او را در آغـــوش بگیرد ...
او را بخنداند ،
او را دوست داشته باشد ...
به نگرانی هایش اهمیت دهد ،
او را غافلگیر کند ...
برای او هدیه بخرد ،
از او محافظت کند ...
به او گوش دهد و از او پشتیـبانی کند ...
و از همه مهم تر
به او آرامـــــــش دهد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/8 - 19:31
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

آدم ها در هر دیدار ، هر آغوش ، بعد هر لبخند ، تکه هایی از خودشان را …
تکه هایی از دلشان را جا میگذارند …


دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 19:37
+5
saman
saman


گفتم : دل ميخري؟!


پرسيد چند؟!


گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.


خنده کرد و دل ز دستانم ربود


تا به خود باز آمدم او رفته بود دل


 ز دستش روي خاک افتاده بود


جاي پايش روي دل جا مانده بود



دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 17:33
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

لبخندت زیباترین موسیقی جهان است ، و سکوتت ترانه های قلبم را می سراید ، بخند و بخند که دلم موسیقی میخواهد


دیدگاه  •   •   •  1392/08/6 - 20:24
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/6 - 19:38
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺩﺳﺖ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﯾﻪ ﺁﯾﻔﻮﻥ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﺴﻮﺩﯾﻢ ﺷﺪ. ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺘﻢ :ﻣﻦ ﯾﻪ ﺍﭘﻞ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ. ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﺮﻣﻮﺯ ﺯﺩ. ﺷﺐ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ ﺳﯿﺐ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻮﺩ. ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ . . . :|
دیدگاه  •   •   •  1392/08/6 - 11:13
+5
roya
roya
ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺳﯿﺪ، ﺑﻪ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ، ﺑﻪ
ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ !
ﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩ،
ﻭ ﺑﺎ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺳﭙﺮﺩﺷﺎﻥ .
ﻃﺒﯿﻌﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﺮ ﺣﻀﻮﺭﯼ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﯼ،
ﻫﺮ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﭘﮋﻭﺍﮐﯽ،
ﻫﺮ ﺯﻫﺮﯼ ﭘﺎﺩﺯﻫﺮﯼ،
ﻭ ﻫﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺬﺷﺖ، ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ، ﺁﺭﺍﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ،
ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﯿﺴﺖ ....
دیدگاه  •   •   •  1392/08/4 - 14:01
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
من چیستم ؟

افسانه ای خموش در‌ آغوش صد فریب

گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم

خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای

رازی نهفته در دل شب های جنگلی

.

من چیستم ؟

فریادهای خشم به زنجیر بسته ای …

بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

زهری چکیده از بن دندان صد امید

دشنام پست قحبه ی بدکار روزگار

.

من چیستم ؟

بر جا ز کاروان سبک بار آرزو

خاکستری به راه

گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان

اندر شب سیاه

.

من چیستم ؟

یک لکه ای زننگ به دامان زندگی

و زننگ زندگانی آلوده دامنی

یک ضحبه ی شکسته به حلقوم بی کسی

راز نگفته ای و سرود نخوانده ای

.

من چیستم ؟





.

من چیستم ؟

لبخند پر ملامت پاییزی غروب

در جستجوی شب

یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات

گمنام و بی نشان

در آرزوی سرزدن آفتاب مرگ................
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 18:52
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ