یافتن پست: #بد

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نبود … پیدا شد … آشنا شد … دوست شد … مهر شد … گرم شد
عشق شد … یار شد … تار شد … بد شد … رد شد … سرد شد
غم شد … بغض شد … اشک شد … آه شد … دور شد … گم شد
تمام شد ، تمام شد ..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معادله
انسان = خوردن + خوابیدن + کارکردن + لذت بردن
خر = خوردن + خوابیدن
بنابراین :
انسان = خر + کارکردن + لذت بردن
بنابراین :
انسان – لذت بردن = خر + کارکردن
به معنای دیگر :
انسان بدون لذت بردن = خری که کار می کند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..

یکی ک بهش اعتماد داری ..

بهت اعتماد داره ..

از دلتنگی هاش برات میگه ..

از دلتنگی هات براش میگی ..

آروم میشه .. آروم میشی ..

حسی ک هیچوقت ب تنفر تبدیل نمیشه ..

این حس مثل قطره های بارون پاکه ..!!

همچین آدمی رو تو زندگیتون دارین؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آری از پشت کوه آمده ام !!!

چه میدانستم این ور کوه باید برای ثروت حرام خورد

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده...

ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم

و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد !

تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من قبلاها به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم ، اما از وقتی فهمیدم تو روز قیامت قراره بر علیه من شهادت بدن !
بهشون گریس هم نمیزنم ، آدم فروش های پس فطرت . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:34
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلام سلام خاله غورباقه !
- علیک سلام خاله غورباقه !
بچه می خـوام خاله غورباقه !
- بچه نداریم خاله غورباقه !
پس اینا چیَن خاله غورباقه !
- اینا گـُلن خاله غورباقه !
یکیشو بده خاله غورباقه !
-کدومو می خوای خاله غورباقه !
اینو می خوام خاله غورباقه !
خخخخخخخخخخخخـــــــ . . . !
و ایگونه بود که ما اُسکلوار بزرگ شدیم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم که چند سال پیش بود
تو خیابون از دور یکی از دوستام دواران مدرسه رو از پشت دیدم
منم خواستم غافلگیرش کنم رفتم جلو
از پشت یه کشیده مکم خوابوندم در گوشش بعد تا خواست
روشو برگردونه چشماشو گرفتم!
منم گفتم اگه بدونی کیم؟؟؟
که یه لحظه فهمیدم اصلا صداش شبیه دوستم نیست!!
بعد که چشماشو ول کردم و روشو برگردوند..
دیگه خودتون بقیه شو تصور کنید!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:54
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دهه ی شصتیا ،
دهه ی هفتادیا ،
.
.
....
.
.
.
.
.
.
.
.
.

وقتشه کدورت ها رو کنار بذاریم ، دست به دست هم بدیم بزنیم دهن این دهه هشتادی ها رو سرویس کنیم :)))
دو روز دیگه همینا شاخ میشنااااا ! کصااااااااااافطااااا
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:38
+1
nanaz
nanaz
و همیشه هم رفتن قصه ی بدی نیست....!!!
گاهی میروی وبا رفتنت چشم های پر نفرتی را پر از اشک میکنی....!!
سال هاست که صدای قدم هایم رفتنی ست....
چه طولانی شده اند این سال ها...!!
چه سال های شلوغی......!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 01:59
+6
nanaz
nanaz

ایرانسل درآینده ای نزدیک:
مشترک گرامی چته؟ چرا تو فکری؟ عاشق شدی؟
آخه بدبخت! با این وضع گرونی کی عاشق می شه؟ ها؟
مشترک گرامی تو مسابقه ما شرکت کن با ۲۰ لیتر بنزین جایزه! با این کار مشت محکمی تو دهن همراه اول بزن!








دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 01:57
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ