نمی گفتی خوب
خودش میدونه که من از آناناس بدم میاد.ولی مامان بزرگم آمد دمش گرم برام یک بسته سوسیس آورد داد مامانم برام ساندویچش کرد هم خودش خورد هم دادم من خوردم.
ای جان.
گفتی سوسیس من راد یکی از دوستای خدمتم انداختی
رانندگی شما ها که عالیه خدایش بنده خدا اون هم حق داره هر روز تهران قزوین تهران رشت تهران مشهد مسافر می بره خب سخته براش طبیعه این جوری برن توی جاده همه خوابن.
آهان اینجوریاس ولی ما ی ساسان بیشتر نداریم و دوس نداریم ی خراش بیفته روی بدنش حسابی استراحت کن خوف خوف بشی
قربانت مرسی لطف داریچشم استراحت میکنم.
این گلها برای عیادت
مرسی
سخت است اتفاقی را انتظار بکشی که خودت هم بدانی در راه نیست …
ممکن است دروغ 1 سال بدود ولی راستی در یک 1 از او جلو خواهد زد : مثل آفریقایی .
آنجا که آزادی نیست اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد، اجازه نمی دادند که رای بدهید : مارک تواین .