عسل ایرانی
هر سن و سالی که داشته باشی
اگر کسی نباشد ، مرده یا زنده
که با یادش ، چشمانت ، از شادی یا غم
پر اشک شود
هرگز زندگی نکرده ای
پس ادامه بده....
امیرحسین
یعنى استتارى كه بادوم درختى لابه لاى تخمه ژاپنى میكنه؛ چریك هاى آمریكایى نمیتونن انجام بدن ..!
mohammad
دوستت دارمها را، نگه میداری برای روز مبادا
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برای یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها!
سواستفاده کردن و معرکهگیری…
mah3a
چقدر بده تو زندگیت آدمای مختلف بیان
اما اونی که میخوای رو هرگز نداشته باشی !!!
عسل ایرانی
ماتیلدا : زندگی فقط وقتی بچه ای اینقدر بده یا همیشه همینطوره؟
لئون : نه همیشه همینطوره . . .
بُرشي از فيلم
حرفه ای
به فرانسوی: Léon
mina_z
قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن...... الان برای اینه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن....!!!
ali rad
انقد بدم مياد از اينايى كه سر غذا دقيقا اون چيزي رو بر ميدارن كه من كلي تو ذهنم واسش نقشه كشيدم
امیرحسین
یکی از دوستام می گفت : یه پشه اومده بود تو اتاقم اومدم بزنم تو سرش تا صدا سگ بده تا منو دید گریش گرفت بهم گفت این رسم مهمون نوازی نیست من 6 ماه نبودم فکر کردم دم در برام میخوای گاوی گوسقندی چیزی بکشی تو بی معرفت حتی یه پارچه هم نصب نکردی دستاشو باز کرد و منو بقل کرد گفت دلتنگت بودم رفیق بهش گفتم بیا یه خورده دم گوشم ویز ویز کن اصلا صداش مثل لالایی دلنشین بود الانم چایی و شیرینی و اجیلشو خورده و تخت خوابیده بیچاره حق داشت خسته راه بود فردا قراره از خاطرات 6 ماه گذشتش برام بگه...