یافتن پست: #بزرگ

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

شنیدم که سر و سامون گرفتی


که یه دخترو پیدا کردی و حالا دیگه ازدواج کردی


شنیدم که رویاهات به واقعیت تبدیل شدن


فکر کنم اون کارهایی رو تونست برات انجام بده که من نتونستم


.


Old friend, why are you so shy?
 ain’t like you to hold back or hide from the light.i


.


دوست قدیمی، چرا انقدر خجالتی شدی؟


اصلا بهت نمیاد که از حقیقت کناره گیری کنی یا ازش قایم بشی


.
I hate to turn up out of the blue uninvited.
But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it.
I had hoped you’d see my face and that you’d be reminded,
That for me, it isn’t over.i


.


من متنفرم از این که ناگهان با مسائلی مواجه بشم که کسی وجود من رو در اون نخواد


ولی نمی تونستم از این موضوع دور بمونم و نمی تونستم کاریش کنم


امیدوار بودم چهره ام رو ببینی  و یادت بیفته  


که برای من همه چی تموم نشده


.
Nevermind, I’ll find someone like you.
I wish nothing but the best, for you too.
Don’t forget me, I beg, I remember you said:-</strong>
“Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead,
 yeah.i


.


مهم نیست، من کسی مثل تو رو پیدا خواهم کرد


هیچ آرزویی نیز برای تو به جز بهترین ها را ندارم


التماس می کنم که فراموشم نکن، یادم میاد که گفتی:


” گاهی باقی موندن این خاطرات، یاد آور عشقه ولی گاهی فقط باعث ناراحتی و عذاب می شه “


درسته گاهی باقی موندن این خاطرات، یاد آور عشقه ولی گاهی فقط باعث ناراحتی و عذاب می شه


.
You know, how the time flies.
Only yesterday, was the time of our lives.
We were born and raised
 in a summer haze
Bound by the surprise of our glory days.i


.


می دونی که چطور زمان پرواز می کنه و می گذره


همین دیروز زمان زندگیمون بود


ما در مه ای از خاطرات خوشایند به دنیا اومدیم و بزرگ شدیم


محدود به شگفتی های روزهای خوشیمون بودیم


.
I hate to turn up out of the blue uninvited.
But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it.
I had hoped you’d see my face and that you’d be reminded,
That for me, it isn’t over.i


.


من متنفرم از این که ناگهان با مسائلی مواجه بشم که کسی وجود من رو در اون نخواد


ولی نمی تونستم از این موضوع دور بمونم و نمی تونستم کاریش کنم


امیدوار بودم چهره ام رو ببینی  و یادت بیفته  


که برای من همه چی تموم نشده


.


Nevermind, I’ll find someone like you.
I wish nothing but the best for you too.
Don’t forget me, I beg, I remember you said:-</strong>
“Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay.i


.


مهم نیست ، من کسی مثل تو را پیدا خواهم کرد


هیچ آرزویی نیز برای تو به جز بهترین ها را ندارم


التماس می کنم که فراموشم نکن، یادم میاد که گفتی:


” گاهی باقی موندن این خاطرات، یاد آور عشقه ولی گاهی فقط باعث ناراحتی و عذاب می شه ” درسته


.
Nothing compares, no worries or cares.
Regret’s and mistakes
 they’re memories made.
Who would have known how bittersweet this would taste?i


.


هیچی رو نمی شه باهاش مقایسه کرد، هیچ نگرانی یا دلواپسی ای رو


پشیمانی ها و اشتباهات ،خاطراتی هستند که به وجود اومدن


کی می دونست که این می تونه همچین طعم تلخ و شیرینی  داشته باشه؟


.
Nevermind, I’ll find someone like you.
I wish nothing but the best for you.
Don’t forget me, I beg, I remembered you said:-</strong>
“Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”i


.


مهم نیست ، من کسی مثل تو را پیدا خواهم کرد


هیچ آرزویی برای تو به جز بهترین ها را ندارم


التماس می کنم  که فراموشم نکن، یادم میاد که گفتی:


” گاهی باقی موندن این خاطرات، یاد آور عشقه ولی گاهی فقط باعث ناراحتی و عذاب می شه “


.
Nevermind, I’ll find someone like you.
I wish nothing but the best for you too.
Don’t forget me, I beg, I remembered you said:-</strong>
“Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yay yeh


.


مهم نیست ، من کسی مثل تو را پیدا خواهم کرد


هیچ آرزویی نیز برای تو به جز بهترین ها را ندارم


التماس می کنم که فراموشم نکن، یادم میاد که گفتی:


” گاهی باقی موندن این خاطرات، یاد آور عشقه ولی گاهی فقط باعث ناراحتی و عذاب می شه “


آره گاهی باقی موندن این خاطرات، یاد آور عشقه ولی گاهی فقط باعث ناراحتی و عذاب می شه

دیدگاه  •   •   •  1394/07/5 - 17:17
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی ی پسر خوب دیدی که مناسب ازدواجه مثل قیر شو و بهش بچسب....


از نصایح مادر بزرگم به من ...
1 دیدگاه  •   •   •  1394/04/6 - 18:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش اسم بابام نعمت بود و اسم مامانم نازی

اینجوری دلم خوش بود که حداقل
.
.
.
.
.
.
با ناز و نعمت بزرگ شدم

والا به همین برکت^_^
دیدگاه  •   •   •  1394/03/17 - 15:15
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگترا گفت:

با اجازه ی عشقم ک نذاشتن بهش برسم…
.
.
.
.
.
بعد چشمتون روز بد نبینه دوماد چنان کوبید تو صورتش که صدا آب هویج داد

عقدشم نکرد . . <img src=(" title=":((" />(

مادرشوهر و خواهرشوهرشم گیساشو کندن چون جلو فامیلا آبروشون رفته بود ...

و اما بابای عروس با کمربند افتاد به جونش تا جایی که جا داشت زد سیاه و کبودش کرد . . .o_0

الانم طفلک ترشیده هیچکسم نمیاد بگیرش !

باباشم نمیذاره از خونه بره بیرون !

عشقشم الان دوتا بچه داره و زنشم خیلی دوس داره !! :)))
دیدگاه  •   •   •  1394/03/15 - 20:43
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ما در ایران افتخار داشتن بزرگترین فروشگاه متحرك جهان( متروى تهران)
رو داریم اما دیده شده برخى افراد سود جو ازش به عنوان
وسیله نقلیه استفاده میكنند!!! ^_~
دیدگاه  •   •   •  1394/03/7 - 22:41
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بزرگترین اشتباه یک مرد این است که ,,
,, به مرد دیگری فرصت ایجاد لبخند روی لبهای زن مورد علاقه اش را بدهد
1 دیدگاه  •   •   •  1394/02/28 - 22:35
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/27 - 17:22
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/27 - 17:07
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگن اون دنیا تو بهشت
.
.
.
.
.
.
.
یه ظرف بزرگ سیب زمینی سرخ کرده میزارن جلوت
.
.
.
.
هربار که بر میداری،
دستتو نوازش میکنن میگن
کالری نداره،
با خیااااااااااال راحت بخور :))
دیدگاه  •   •   •  1394/02/15 - 19:29
+1
محمد
محمد

هر چه بالاتر بریم آدمها کوچکتر میشن...

خدایا با کدامین چشم به آدمیانت می نگری که اینقدر بزرگ می بینی شان.....
نکنه همین نزدیکایی و ما بی جهت اون بالاها دنبالت می گردیم.

دیدگاه  •   •   •  1394/02/7 - 18:23
+4
صفحات: 1 2 3 4 5 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ