یافتن پست: #بی

saqar
saqar
به بعضیا هم باید بگی:
یه خورده راست بگو ببینم بلدى!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:42
+8
saman
saman
در CARLO
آورده اند شیخ به همراه تنی چند از مریدان عازم بلاد کُفر گشته و به هتلی دخول کردند. به محض جلوس در اتاق، همی برق ها برفت و شیخ و مریدانش جملگی اندر کف برق بودندی , تا آنکه م[!] تلفنی در آن حوالی بیافت و با هزار بدبختی داخلی مورد نظر را شماره گیری نموده، لکن نتوانست منظور خود را بر هتل دار تفهیم نماید. مریدان یک به یک گوشی در دست گرفته و هرچه زور زدند تا منظور خویش تفهیم نمایند نشد که نشد !!!

از قضا شیخ رو بر ایشان کرده و فرمودند: Animal ها، تلفن را بر من همی عرضه دارید تا شما را کار یاد دهم.

شیخ چونان که گوشی در دست گرفتند با لهجه ای بسیار شیوا و فصیح عرض کردند:

" Edison Dead In This Hotel " !!!

و چون چشم بر هم زدنی برقها بیامد ... !!!

آورده اند که مریدان دو به دو سرهای خویش را بر یکدیگر کوبیده و خشتکهای خویش جر همی بدادندی و سپس در گروه های سه تایی عازم خیابان های بی روح شهر پاتایا گشتند, بلکه اندکی آرام گیرند.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 16:09
+6
saqar
saqar
دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند می رسد.
التماس می کند :آقا... آقا " دعا " می خری؟ و اقا بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند
و برای فرج آقا " دعا " می کند...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 16:06
+8
saqar
saqar
شهید شوشتری :دیروز ازهرچه بودگذشتیم
امروزازهرچه بودیم گذشتیم
انجاپشت خاکریزبودیم واینجادرپناه میز
دیروزدنبال گمنامی بودیم و امروزمواظبیم ناممان گم نشود
جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بومیدهد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:48
+5
saqar
saqar
دلم میخوادبلند گریه کنم!
دادبکشم!
جیغ بزنم!
خدایا نمیخوام کسی اشکامو ببینه
دلم خوشه ها!!!!
کسی؟؟؟؟؟
من که کسی رو ندارم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
پس خداجونم..............!
میشه تو بغلت گریه کنم؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:42
+5
saqar
saqar
مناجات
خدایا وقتی میخوام بیام خونت باید کلی پول خرج کنم، وقتی هم که مهمونتیم نباید لب به هیچی بزنیم
اصلا رفت و آمد نکنیم بهتره
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:32
+5
saqar
saqar
هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد
خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای میگیرد...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:18
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دلگشا بی یار زندان بلا است
هرکجا یار است آنجا دلگشا است
خوشتر از هر دو جهان آنجا بود
که مرا با تو سر سودا بود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:03
+3
saqar
saqar
دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است...
السلام علیک یا حجت الله فی عرضه
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:03
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پرم کرد
به من گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 14:44
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ