یافتن پست: #بی

t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
حظه لحظه ، دم به دم ، ساعت به ساعت خواهمت ، گر خوشم یا ناخوشم ، در هر دو حالت خواهمت ،گر زبانم را به جرم خواستنت بیرون کشند ، در آن زمان ای یار ، من با اشاره خواهمت . . .
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:35
+5
mina_z
mina_z
پسر : عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده .
دختر : از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــــگ بووووووود ...!
پسر : اون که 100% ... هیکلت همیشه قشنگ بوده ..اصلا من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد ...!
دختر : یعنی به خاطر هیکلم فقط با من دوست شدی :( ؟خیلی هیــــــــــــــزی ..!!!!
پسر : نه عزیزم ، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم ..هیکلت واسم مهم نبود
... دختر : یعنی چی ؟! پس این همه ورزش میرم برای کی میرم ؟! هیکلم برات مهم نیست ؟!!
پسر : عزیزم ، موقع دوست شدن مهم نبود ، الان که هست ..!
دختر : یعنی الان نرَم ورزش برات بی اهمیت میشم ؟!!
پسر : فدات بشم ، همه چیزت ، تمام وجودت ، همه خصوصیاتت برام مهمه
دختر : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که باهام باشی ؟!!!
پسر :| :| :|
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:32
+9
-1
ronak
ronak
دست هایم را دایره وار دور دلت حلقه می کنم
عزیزکـــ ـم!
مبـــ ـادا فکر کنی "داستان ِ اسارت" است.
این حکایت را به "مراقبت" تعبیرش کن ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:05
+3
amirreza
amirreza
شاید خدا خواسته است که ابتدا افراد نامناسب بسیاری را بشناسی و سپس شخص مناسبی را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گذار باشی . گابریل گارسیا مارکز
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:50
+5
amirreza
amirreza
شاید خدا خواسته است که ابتدا افراد نامناسب بسیاری را بشناسی و سپس شخص مناسبی را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گذار باشی . گابریل گارسیا مارکز
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:49
+5
sasan pool
sasan pool
این نگاه کن کولر آبی گذاشته روی ماشینش.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:37
+2
ronak
ronak
اصفهانیه زنش میمیره روی سنگه قبرش مینویسه:آرامگاه زری همسر دکتر جوادرحمانی متخصص گوش و حلق و بینی-سوراخ کردن گوش,تزریقات
آدرس:خیابان چهارباغ مجتمع پزشکان- طبقه سوم- طرف قرارداد بیمه ساعت کار عصرها 4تا8
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:32
+5
رضا
رضا
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:19
+2
sasan pool
sasan pool
حالا که رفته ای

بهانه ی خوبی است

شب

سکوت

کویر

فقط صدای این هق هق را کم کنید ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:10
+3
امید
امید
قصه اصحاب کهف یک معجزه بود،اینجا اگریک روز بخوابی تو را ازیاد میبرند...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:06 توسط Mobile
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ