یافتن پست: #بی

مهسا
مهسا
بند دلـــم را به بند کفش هایت گره زده بودم که هر جا رفتـی دلم را با خود ببری غافل از اینکه تو پا برهنه می روی و بی خبر…
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:11
+6
-1
amir taha
amir taha
از تقدیر سرنوشت غمگین نباش رفیق چه بسا کرکس هایی که روی اجساد شیرها رقصیدند شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند اما نمیدانستند شیر، شیر میماند و کرکس، کرکس‬
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:20
+7
عسل ایرانی
عسل ایرانی
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:10
+5
مهسا
مهسا
ایــن روز هـا ... سهم مــن از داشتــن تــو فقـط خـوابی ست کـه بـــرای آمدنت مــی بینــم...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:07
+6
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
این شما واین صندلی داغ امشب !!!!!آتیش بزنید!!! جهت شرکت در صندلی داغ بر روی آیکون صندلی داغ در داشبورد کلیک کنید
74 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:03
+19
shahin ES
shahin ES
لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 22:53
+4
amir taha
amir taha
یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد . . . اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت "اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. . . ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. . . چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!! . . نتیجه اخلاقی این ماجرا. . . . . . . . . . . . . پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!به بخت خود پشت نکنید و جواب بله رو همون اول بدید !!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 21:16
+5
رضا
رضا
عشقی كه ترا نثار ره كردم در سینه دیگری نخواهی یافت زان بوسه كه بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت در جستجوی تو و نگاه تو دیگر ندود نگاه بی تابم اندیشه آن دو چشم رویایی هرگز نبرد ز دیدگان خوابم دیگر به هوای لحظه ای دیدار دنبال تو در بدر نمیگردم دنبال تو ای امید بی حاصل دیوانه و بی خبر نمی گردم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:55
+3
ebrahim
ebrahim
7 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:51
+5
رضا
رضا
باز هم قلبی به پایم اوفتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم در گیر و دار یك نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد باز هم از چشمه لبهای من تشنه یی سیراب شد ‚ سیراب شد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:35
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ