یافتن پست: #تمام

korosh
korosh

جواني با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

بين شما كسي هست كه مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه كردند و سكوت در مسجد حكمفرما شد ، بالاخره پيرمردي با ريش سفيد از جا برخواست و گفت :

آري من مسلمانم.

جوان به پيرمرد نگاهي كرد و گفت با من بيا ،


پيرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمي از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پيرمرد گفت كه ميخواهد تمام آنها را قرباني كند و بين فقرا پخش كند و به كمك احتياج دارد .


پيرمرد و جوان مشغول قرباني كردن گوسفندان شدند و پس از مدتي پيرمرد خسته شد و به جوان گفت كه به مسجد بازگردد و شخص ديگري را براي كمك با خود بياورد.

جوان با چاقوي خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسيد :

آيا مسلمان ديگري در بين شما هست ؟

افراد حاضر در مسجد كه گمان كردند جوان پيرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پيش نماز مسجد دوختند .


پيش نماز رو به جمعيت كرد و گفت :

چرا نگاه ميكنيد ، به عيسي مسيح قسم كه با چند ركعت نماز خواندن كسي مسلمان نميشود ...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:54
+2
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:44
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 20:16
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 19:07
+1
nazli
nazli

 

مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟ اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن... تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن... به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه .... می رن کلاس آمادگی جسمانی

دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 17:03
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باورت بشود یا نه!

روزی میرسد

که دلت برای هیچکس به اندازه من

تنگ نخواهد شد

برای نگاه کردنم

بوسیدنم

خندیدنم

اذیت کردنم

برای تمامی لحظاتی که در کنارم داشتی

روزی خواهد رسید

که در حسرت تکرار دوباره من

خواهی بود

میدانم روزی که نباشم

"هیچکس"

تکرار من نخواهد شد..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 12:36
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 12:00
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﻴﺴﺖ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﻣﻨﻴﺖ


 ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺩﻱ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻴﺶ


 ﺭﺍﺧﺮﺝِ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺯﻧﺪﮔﻴﺶ ﻛﻨﺪ 


ﻭ ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﺯﻧﻲ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﻴﺶ


 ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﻏﺮﻭﺭِ ﺍﻣﻨﻴﺘﺶ ﻛﻨﺪ !

دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 10:03
+2
xroyal54
xroyal54
این روز ها همه به من دلتنگی هدیه می دهند!
لطفا آتش بس اعلام کنید!
به خدا تمام شد!
دلم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 01:02
+4
nazli
nazli


براي رسيـــــدن به تو
خودم را قسمت کردم !!
تو را سهم تمام روياهايم کردم !


انصاف نبود....
تو که ميدانستي با چه اشــتياقي خودم را قسمت ميــکنم
پس چــرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردي؟؟
براي خداحــــــافظي خيـــــــــــــــــــــلي دير بود!!
خيلي.....


دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 00:57
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ