یافتن پست: #تنها

امید
امید
دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی
صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی
میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی
تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند
به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی
دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل
درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی
همواره قلب بیمارم به یاد توشود روشن
چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 00:01
+5
مهسا
مهسا
وقتی حرمتها شکسته می شود ؛ ببخشید گفتنها سودی ندارد . . . سکوت کن...{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 19:12
+9
vahid lahiji
vahid lahiji
دختر ایرانی به علت بیماری در یخچال زندگی می کند!!

مائده هفت ساله لحظات عمرش را با درد جانکاهی در قلبش سپری می کند و درحالی چشم به راه نقطه امیدی برای ادامه زندگی است که به دلیل دمای بالای بدنش جانپناهی جز یخچال ندارد! زمستان ها سرفه می کند و تابستان ها از فرط گرما ساعتی را در یخچال خانه می نشیند تا نفسش بند نیاید.
مائده دختر بچه سیرجانی هر چند تنی رنجور و کوچک دارد اما این دختر بچه در قلب خود درد سنگینی را جای داده است، مائده به دلیل بیماری مادر زادی تنها نیمی از قلب خود را در سینه دارد...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 16:18
+5
vahid lahiji
vahid lahiji
When you were born, you were crying
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You’re the one who is smiling and everyone
Around you is crying

وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه می کردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش که در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می کنند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 11:11
+3
حمید
حمید
در SMS
به هم می رسیم 3 نفر میشیم . من و تو و شادی . از

هم دور میشیم 4 نفر میشیم . تو و تنهایی ، من و

خاطره .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:52
+4
حمید
حمید
یادته یه روز بهم گفتی : هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که

نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چی

؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش می گیره ... گفتم :

یه خواهش دارم . وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار .

گفتی : به چشم ... حالا امروز من دارم گریه می کنم اما آسمون نمی

باره ... تو هم اون دور دورا ایستادی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:48
+4
parnian
parnian
آهای.. تو که منو تنها گذاشتی رفتی...!
آره عزیزم با توام...
برگرد...!
.
.
.......
.
.
برگرد درو ببند ...
بعد برو گمشـــــــــــــــــــــــــــو
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 23:59
+5
sasan pool
sasan pool
خدایا عاشقم کردی وابسته و بدبخت
حالا تنهای تنهایم و کسی کنارم نیست که رو شونه هاش از دردی که بر من رواشد بگم
این دقیقا حال و روز من هست.{-38-}{-38-}{-38-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 21:44
+1
sasan pool
sasan pool
‫در این تنهایی تاب ماندم دگر ندارم انقدر تنهای تنهایم که حتی فرشته مرگ هم میل با من بودن ندارد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 21:40
+2
sasan pool
sasan pool
درد و دلی دارم از تنهایی و غربت از این زمانه نامرد که با من چه ها کرد این نامرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 21:32
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ