یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو ﮐﺎﺭﺗﻮﻧﻬﺎﯼ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﭽﮕﯿﻤﻮﻥ
ﺗﺎﺭﺯﺍﻥ ﻟﺨﺖ ﺑﻮﺩ
ﺳﯿﻨﺪﺭﻻ ۱۲ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ،
ﭘﯿﻨﻮﮐﯿﻮ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻔﺖ،
ﺑﺘﻤﻦ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎﻻﯼ۲۰۰ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺑﺮ ﺳﺎﻋﺖ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﺳﻔﯿﺪﺑﺮﻓﯽ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﻫﻔﺖ ﺗﺎ ﻣﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﻭ ﭘﺎﭘﺎﯼ ﭘﯿﭗ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺗﺘﻮ ﺩﺍﺷﺖ ...
ﭘﺲ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣﺎﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻦ !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:28
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می‌ توان هر جور دیگر بود
من، من است و تو، خودت، اما...
من منم‌ها می‌‌توان ما بود،مردم بود
یک قدم این سؤ تر اما
می‌‌توان خود بود،انسان بود
می‌ توان دیروز را فردا نوشت
عشق را بر بال کاغذ
می‌ توان تا پشت سنگر برد و از آتش بسی‌ دیگر نوشت
می‌ توان هر جور دیگر بود
پشت منبر سجده کرد و بنده ی پیراهن خود بود
ضامن نارنجکی را می‌‌توان بیرون کشاند
ماشه‌ای را می‌‌توان بیخود چکاند
پیکری در خاک را با سنگ کشت
مادران یک زمین را می‌‌توان گریاند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:26
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

!בلت تنگ یڪ نفر ڪہ باشـב

تمام تلاشت را ہم ڪہ بڪنے تا خوش بگذرב ؛
 
،و لحظہ اے  فراموشش ڪنے 

،فایـבه نـבارב ..... تو בلت تنگ است 
لت براے ہماטּ یڪ نفر تنگ است
...تا نیایـב..... تا نباشـב
 !!.... ہیچ چیز בرست نمیشوב

دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:26
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ وقت از خدا نخواه که تمام دنیا
رو بهت بده!
فقط بخواه کسی رو بهت بده که
تورو به تموم دنیا نده...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:21
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
لمس کن کلماتی را که برایت مینویسم....


تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست....



تا بدانی نبودنت آزارم میدهد....


لمس کن کلماتی را که لمس ناشدنیست....


که از قلبم بر قلم و کاغذ میچکد....


لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پرشیار....


لمس کن لحظه هایم را....


تویی که میدانی من چگونه عاشقت هستم....


لمس کن....


این با تو نبودن ها را لمس کن....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:19
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لحظه ای با من باش، تا که از آن لحظه برویم تا گل
که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل
لحظه ای با من باش، تا که از تو نفسی تازه کنم
تا از آن لحظه با تو، سفر آغاز کنم
سفری تا ته بیشه های سر سبز خیال
تا به دروازه های شهر آرزوهای محال
سفری در خم و پیچ گذر ســـتــاره هــا
از میون دشت پر خاطره ترانه ها
لحظه ای با من باش
لحظه ای با من باش
لحظه ای با من باش تا به باغ چشم تو پنجره ای باز کنم
لحظه ای با من باش
لحظه ای با من باش

"با من باش-سیاوش قمیشی"
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:13
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
شب سردی ست و هوا منتظر باران است

وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است

شب بخیر ای نفست شرح پریشانی من

ماه پیشانی من دلبر بارانی من
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:05
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گریه نکن پدر ......
همین " نان حلال " که در دست داری ........ می ارزد به تمام سفره های رنگین حرامی که بعضی ها دارند ......
این روزها نان حلال در آوردن عرضه میخواهد ..... که تو داری پدرم .......
دستت را میبوسم که نان حلال بر سر سفره ی با برکتت دیدم ..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:04
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

تخت خوابم مرض قند گرفت ...


اینقدر که رویاهای شیرین با تو بودن را به خوردش دادم !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:02
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ