یافتن پست: #حال

مهسا
مهسا
روزی در همین نزدیکی ها کسی که مثل همه بود در چشمانم قلابی انداخت و قلبم را ربود و حالا از مچ دستانم آرزوی باران خون می آید! به خاطر ربوده شدن قلبم! رگ ها غارت شدند و لبخندها اشک ...........
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:11
+3
elahe
elahe
هر روز تنگ غروب تو سربازی صفا داره لب مرز تیر اندازی تا چهل چراغ پادگان روشن میشه سر دیگ عدسی غوغا میشه توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس بخورم ، نخورم گرسنه می مونم قدر آش ننم رو حالا می دونم {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 15:32
+1
ronak
ronak
مردم دنيا زمان رو 3 حالت می بينن، اما ما ايرانيا 4 حالت..؛ زمان گذشته ، زمان حال ، زمان آينده ، زمـــان شـــاہ.....!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 14:37
+1
ronak
ronak
دو روز قبل امتحان : امروز رو استراحت مى کنم.از فردا بکوب شروع مى کنم به خر زدن ! يک روز قبل امتحان : ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﮐﻮﻭﻭ. . .ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ..چيزى نيس درسش آسوونه... شب امتحان : . واااى چقدر زيااااااده ..نميرسم همش رو بخوووونم ... بايد صبح پاشم بخووونم صبح امتحان: . واااااااااى..چر اااا من بيدااااااار نشدم..هيچى نخووووندم..هيچى بارم نيس ....خدايا خودت بخيريش کن اين يکى رو قول ميدم وااااسه بعدى خفن بخوووونم... بعد امتحان : . اين يکى رو هم که ترررررر زديم...حالا بريم امروز رو استراحت بکنيم يه ذره روووحيه ام عوض شه.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 14:32
+1
ronak
ronak
بچه‌های این دوره زمونه از حالا ریش دارن،جللل خالق
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 14:10
+1
sasan pool
sasan pool
هوس کردم باز هم امشب زیر بارون توی خیابون/به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه/آخه وقتی بارون میاد رو صورت یک عاشق مثل من/حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه/امشب چشمای من مثل ابر های بهاره بخند به حال من که حالم گریه دار/چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیر ی بزار/آره بخند بخند که حالم خنده دار.....{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 13:27
رضا
رضا
خوب یادم هست از بهشت که آمدم تنم از نور بود و پر و بالم از نسیم... اما زمین تیره بود و سخت. دامنم به سختی اش گرفت و دستم به تیرگی اش، و من هر روز ذره ذره سخت تر شدم، من سنگ شدم! دیگر نور از من نمی گذرد. حالا تنها یادگاری ام از بهشت، اشک است. نمی بارم چون میترسم بعد از آن، سنگ ریزه ببارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 12:23
+2
sasan pool
sasan pool
هوای امشبم با فکرت خرابه بدون تو خورشید محاله بتابه تو فانوس شبهای بیداریم باش نجاتم بده واسه گریه کردن به پای تو دیره یه جوری شکستم که گریه ات بگیره همین امشب از حال من با خبر باش نجاتم بده {-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 11:33
+1
رضا
رضا
وداع مي روم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه ي خويش به خدا مي برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه خويش مي برم ، تا که در آن نقطه دور شستشويش دهم از رنگ نگاه شستشويش دهم از لکه ي عشق زين همه خواهش بيجا و تباه مي برم تا ز تو دورش سازم ز تو اي جلوه ي اميد محال مي برم زنده بگورش سازم تا از اين پس نکند ياد وصال ناله مي لرزد ، مي رقصد اشک آه ، بگذار که بگريزم من از تو ، اي چشمه ي جوشان گناه شايد آن به که بپرهيزم من بخدا غنچه ي شادي بودم دست عشق آمد و از شاخم چيد شعله آه شدم ، صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسيد عاقبت بند سفر پايم بست مي روم ، خنده به لب ، خونين دل مي روم از دل من دست بدار اي اميد عبث بي حاصل .......... فروغ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 10:59
+4
مهسا
مهسا
يه مرده به رفيقش ميگه : ببين، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، هميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. رفيقش ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ ميگم: "غلط كردم{-37-}{-37-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:14
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ