یافتن پست: #حال

مهسا
مهسا
گفتم: دنیا در چشمانت خانه کرده چشمانت را بستی ! حالا نمی دانم در به در توام یا بی خانمان دنیا !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:35
+3
sasan pool
sasan pool
امروز رفتم بیرون با ماشینم بودم خانوم وسط خیابون پارک کرده بود گفتم خانوم شرمنده ببخشید میری کنار من رد بشم.بعد اینجوری میکنه زودتر اون تن لشتو تکون بده.چقدر لات بود .البته به من میخورد چون من هم همچین با ادب نیستم خلاصه قیافه خیلی ترسناکی داشت از من وزنش بیشتر بود خدا رحم کرد بیشتر ناراحت نشد و گرنه من میکشت.بلا به دور.خدا به داد شوهرش برسه.من برای شوهرش آرزو صبر میکنم.حالا از اینجا رفتم پمپ بنزین طرف با سطل آشغال سفید آمده بنزین میزنه تو رو خدا نگاه کن ببین چه وضعی اولش فکر کردم دوربین مخفی هستش بعد دیدم نه ترک موتور شد و رفت توی اتوبان رسالت شروع کرد گازیدن و رفتن.به استقبال مرگ می رفت بنده خدا.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 20:17
+3
ebrahim
ebrahim
و خداونـد فـرمـود : « در ديـن هیــچ اجبـاری نيـست » و سپـس اضـافـه کـرد : « حالا تـوجـه شما را به جـهـنـم جلـب می‌کنـم! »
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 20:01
+3
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
این شما واین صندلی داغ امشب !!!!!آتیش بزنید!!! جهت شرکت در صندلی داغ بر روی آیکون صندلی داغ در داشبورد کلیک کنید(هرشب ساعت 10:30 تاریخ 90/10/21 مهمان امشب ♥ مهســــــــــــــــــــــــا ♥)
125 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:52
+14
رضا
رضا
بازیگری گذشت سحرگه ز کوچه ای “فریاد شوق از سر هر کوی و بام خاست” در زیر پای او.........................
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:05
Pedram
Pedram
وقتی یک زن دیوانه وار با تو صحبت میکنه خوشحال باش چون سکوت یک زن نشانه پایان توست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:03
+1
مهسا
مهسا
هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم ببین این دیوار لا مروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد خوش به حال تو که خودت را راحت کردی یک خط کشیدی تنها آن هم روی من . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 18:53
+3
امیرحسین
امیرحسین
برگی از اعترافات دختران: بچه که بودیم هرکی مارو میدید لپامونو میکشید میگفت عروس من میشی خوشگله؟؟ خب لامصبااااااا... حالا که بزرگ شدیم و به شماها نیازداریم کدوم گوری هستین؟؟؟{-18-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 18:28
+3
mina_z
mina_z
- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 16:11
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ