mina
يه شب خوب تو آسمون ، يه ستاره بود چشمك زنون ، خنديد و گفت كنارتم تا آخرش تا پاي جون ، ستاره ي قشنگي بود ، آرومو ناز و مهربون ، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون ، اما زياد طول نكشيد عشق من و ستاره جون ، ابر اومد ستارمو دزديد و برد نامهربون ، حالا شبا به ياد اون زول ميزنم به آسمون ، دلم مي خواد داد بزنم آخه اين بود قول و قرارمون ؟
yazdgerd
سلام....سلام........وسلام برهمه ی کاربران محترم این شبکه ی اجتماعی...مممم......اری بسیارمکان خوبی است..........تابحال چنین چیزی راندیده بودیم.بسیارخوب
ebrahim
مجنون و مرد نمازگزار روزي مجنون از سجاده شخصي شخصي عبور مي کرد. مرد نماز راشکست وگفت:مردک! درحال رازو نياز باخدا بودم تو جگونه اين رشته را بريدي؟ مجنون لبخندي زد و گفت:عاشق بنده اي هستم و تو را نديدم و تو عاشق خدايي و مرا ديدي!
ebrahim
آقا! میشه به خاتمتون نگاه کنم جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... گه می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ... جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...
behnam
تا حالا دقت کردین سر کلاس که هستین هر 5 دقیقه مثل 5 سال میگذره ولی وقتی تو فیسبوکی دقیقا برعکسشه؟!!؟
behnam
دقت کردین حالتِ صورت عادل فردوسی پور در واکنش به صحبت کارشناسا و ....
از خودِ موضوعِ بحث خیلی جالب تره؟!