یافتن پست: #حرف

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
طرف اومده با عصبانیت میگه:
“این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمی‌شه بیا تو باهاش حرف بزن…”
نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:30
+7
saeed
saeed
در CARLO
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:57
+6
saqar
saqar
در CARLO
حرفي واسه گفتن نداري...ساكت بودن رو به خيلي حرفا ترجيح ميدي...وميري تو لاك خودت از يه جايي به بعد...ازاينكه دوستت داشته باشن ميترسي ...جاي دوست داشته شدن ها توي تن وفكرو قلبت ميسوزه از يه جايي به بعد...فقط يه حس داري حس بي تفاوتي .نه از دوست داشتن ها خوشحال ميشي ونه از دوست نداشتن ها ناراحت ...از يه جايي به بعد...توي هيجان انگيزترين لحظه ها هم فقط نگاه ميكني...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:32
+6
saqar
saqar
در CARLO
ميگم: ديدين ﺟﺪﻳﺪﺍ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﻥ

ﻣﻮﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻫﺎﻱ ﻻﻳﺖ و ﻟﻮﻻﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻦ

ناخن بلند ميذارن

با عشوه حرف ميزنن

كم كم ميترسم پارك دوبل رو فراموش كنن!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:26
+5
saqar
saqar
در CARLO
پاسخ شاعر مرد:

به نام خداوند مرد آفرين........كه بر حسن صنعش هزار آفرين

خدايي كه از گل مرا خلق كرد........چنين بالغ و عاقل و نازنين

خدايي كه مردي چو من آفريد........وشد نام وي احسن الخالقين

پس از آفرينش به من هديه داد.......مكاني درون بهشت برين

خدايي كه از بس مرا خوب ساخت...ندارم نيازي به لاك ، همچنين

رز و ريمل و خط چشم و كرم........تو زيباييم را طبيعي ببين

دماغ و فك و گونه ام كار اوست..........نه كار پزشك و پروتز ،همين

نداده مرا عشوه و مكر و ناز...........نداده دم مشك من اشك و فين

مرا ساده و بي ريا آفريد............جدا از حسادت و بي خشم و كين

زني از همين سادگي سود برد........به من گفت از آن سيب قرمز بچين

من ساده چيدم از آن تك درخت..........و دادم به او سيب چون انگبين

چو وارد نبودم به دوز و كلك.............من افتادم از آسمان بر زمين

و البته در اين مرا پند بود............كه اي مرد پاكيزه و مه جبين

تو حرف زنان را از آن گوش گير.........و بيرون بده حرفشان را از اين

كه زن از همان بدو پيدايشت.......نشسته مداوم تو را در كمين
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:01
+5
saqar
saqar
در CARLO
“بلد نيستم مثل خيليا وقتي ناراحتم از دست كسي همه بديهايي كه در حقم كرده از روز ازل و بزنم تو روش بلد نيستم منت محبتهام و بذارم سر كسي كه با بي مهري آزارم ميده بلد نيستم پشت كسي حرف بزنم و بعد به خاطر منافعم جلوش دولا راست بشم بلد نيستم واسه دردام دنبال همدرد بگردم بلد نيستم از كسي گله كنم فقط بلدم فاصله بگيرم از همه وتنها و تنها تر شم ...”
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:53
+3
saqar
saqar
در CARLO
مرد بايد...
وقتي مخاطبش عصبانيه , ناراحته , ميخواد داد بزنه
وايسه روبروش بگه :
تو چشام نيگا كن , بهت ميگم تو چشام نيگا كن!!
حالا داد بزن , بگو از چي ناراحتي؟!!

... بعد مخاطب داد بزنه , گله كنه, فرياد بكشه , گريه كنه
حتي با مشتاي زنونه ش بكوبه تو سينه مرد
ولي آخرش خسته ميشه ميزنه زير گريه...
همونجا بايد بغلش كنه
نذاره تنها باشه!
حرف نزنه ها , توضيح نده ها
كل كل نكنه ها , توجيه نكنه ها
فقط نذاره احساس كنه تنهاست!!

مرد بايد گاهي وقتا مردونگيشو با سكوت ثابت كنه!!
با بغلش كردنش...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:38
+6
saqar
saqar
در CARLO
اي مرد
زن اگر شيطنت نكند
اگر براي گريه به آغوشت پناه نياورد
اگر تمام حرفهايش را براي تو نگويد
اگر حسادتش را از روي بزرگي عشقش نبيني
... اگر صدايش و بوي تنش دلت را نلرزاند
كه زن نيست
زن سراسر ناز است و نياز
و تو مرد تو اسطوره زندگي زني
پس مرد باش نه نامرد...
آخرین ویرایش توسط 28000 در [1392/04/12 - 18:40]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:31
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حرف R همون حرف P هست فقط خستش بوده پاهاشو باز كرده!
حرف Z همون حرف N هست فقط خوابیده!
حرف @ هم همون a هست فقط مقنعه سرش كرده!:)))
-من نابغـــم نــــــه؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:17
+5
saman
saman
در CARLO
از لب دریا و ساحل
هرکه یه خاطره داره
اخه دست خیلیا رو
توی دست هم میزاره
دریا حرفی دارم اما
واسه گلایه دیره
از خدا میخوام که
هیچوقت عشقتو ازت نگیره
اما نارفیقی کردی
کردی عشقمو نشونه
باشه اشکالی نداره
ما خدامون مهربونه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:58
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ