یافتن پست: #حرف

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
چقدر دوست داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند
و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند
چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید
چرا لبخندهای تو اینقدر بی رنگ است
اما کسی نبود همیشه من بودم و....
من و تنهایی
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 22:25
+9
-1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
حرف‌های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 21:36
+7
فکل مکل
فکل مکل
قدیمترها لحن مردها:گستاخی مکن زن!!!!!طعام را بیاور.... اکنون:عزیزم ظرفا نوبت منه یا تو {-18-}{-18-}{-18-} طرفداری از خنم ها بود
15 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 21:26
+7
arman
arman
جدا که شدیم
هر دو به یک احساس رسیدیم
تو به “فراغــــــت”
من به “فراقــــت”
یک حرف تفاوت که مهم نیست ... !{-53-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 18:47
+6
مهسا
مهسا
سلام داداش شمارتو دادم به خواهر یکی از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفته احتیاج به هم صحبت داره ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!! (ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !){-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 18:19
+14
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
این روزها زیادی ساکت شده ام
حرفهایم نمی دانم چرا به جای گلو ؛
از چشمهایم بیرون می آیند ...
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 16:16
+4
mitra
mitra
یک روز مردی در حال عبور از خیابان کودکی را مشغول جابجایی بسته ای دید که از خود کودک بزرگتر بود، پس به نزدیکش رفت و گفت: عزیزم بگذار تا کمکت کنم. مرد وقتی خواست بسته را بردارد دید که حتی حملش برای او مشکل است چه برسد به این بچّه. کمی که رفتند مرد از کودک پرسید چرا این بسته را حمل می کند؟ کودک در پاسخ گفت: که پدرش از او خواسته است. مرد پرسید: چرا پدرت خودش این کار را انجام نداد؟ مگر نمی دانست که حمل این بسته برایت چقدر سخت است؟ کودک جواب داد: اتفاقا مادرم هم همین حرف را به پدرم زد ولی او گفت: "خانم بالاخره یه خری پیدا می شه به این بچّه کمک کنه دیگه!"
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 15:52
+6
payam65
payam65
بهترین روز دیدن تو بهترین حرف گفتن تو

زندگی هستی و بودن یعنی خواستن،خواستن تو





بهترین خاطره از تو یادگار عمر من تو





دورترین راه واسه ی من کمترین فاصله از تو





پرسیدی از عشق اول فقط از رو بچگی بود





چی بگم از عشق دوم اونم از رو سادگی بود





دلم عادت قریبی به هوای عاشقی داشت





عشق سوم اومد از راه رو هوا زد دلمو برد





عشق بعد از سر لج بود چند صباحی بود و بس بود





وقتی از سرم بدر شد دفع صد بلا و شر شد





اما تو، تو آخرینی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 13:23
zahra
zahra
وقتی میری تو پروفایل فلان کاربر گرامی تا ببینی چه حرفای قشنگی زده..یه دفعه بر میخوری به جملاتی از قبیل : copy past
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 12:38 توسط Mobile
+6
mohammad
mohammad
فقط برای خودم هستم...!!!! من..؟! چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست..... این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...! فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست.... ... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!! سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!! و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی ؛ هیچ ندارم راهت را بگیــر و بـــــــرو حوالی ما توقف ممنــــوع است.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 22:43
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ