یافتن پست: #حس

ronak
ronak
شده تاحالا برین حموم شامپو بزنید کف بیاد جلو چشتون
چشتون رو میبندین بعد احساس کنید موجودات
عجیب غریبی جلوتون واستادن ؟ :)))
اگه گرفتی چی میگم عکس رو لایک کن :))
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 21:07
+5
مهسا
مهسا
گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم

را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی می‌کند

اما

غیر از همین حس‌ها که گفتم

و غیر از این رفتار معمولی

و غیر از این حال و هوای ساده و عادی

حال و هوای دیگری در دل ندارم

رفتار من عادی است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 18:10
+7
مهسا
مهسا
میدونی وقتی وسط درگیریهای ذهنیت حس میکنی به آخر خط رسیدی، چی میچسبه ؟؟ یـــــــه فـنــــــــجـــــــون صـــــــداقـــتِ داغ !!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 17:52
+7
مهسا
مهسا
مراقب حرفهایت, احساساتت, واكنش هایت باش آخر آدم ها خوب بلدند یك روزی یك جایی یك جوری به رُخت بكشند تمامت را..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 17:20
+6
sasan pool
sasan pool
دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر می‌کشیدم
و لا‌به‌لای ابرها پرواز می‌کردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می‌زد


آن‌گاه با خمیازه‌ای ناباورانه
بر شانه‌های خسته‌ام دستی کشیدم
بر شانه‌هایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس می‌کردم!


قیصر امین پور
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:11
+4
مهسا
مهسا
ســـــــــــــــــاکت که می مانی... میگذارند به حساب جواب نداشتنت!

عـــــــــــــــــــمراً ... بفهمند داری جان میکنی

تا حرمــــــــــــــــــــــ ــــــــــتهـا را نگه داری...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:54
+1
مهسا
مهسا
من یک دختـــــــر آریاییم ...

بــــــــدان ... "حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم

که به "هــــــوای" دیگری برود ...

تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد ...

روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و

احســـــاس نام گرفته ...

ارزان نمی فروشمش ... تقدیم به دخترای بیا تو یونــــــــی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:42
+3
مهسا
مهسا
چقدر راحت آدما کارهای خودشون رو توجیه میکنن

با دو تا جمله :

چقدر حساسی عزیزم!

چقدر سخت میگیری عزیزم!

و هر اعتراضی در حکم بد اخلاقی تو خواهد بود!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:40
+5
ronak
ronak
تركه مداح بوده بهش ميگن برو محله ي سني ها مداحي كن ولي از يزيد معاويه عمر عثمان حرفي نزن. ميگه پس برم چي بگم؟ بگم اما حسين با موتور تصادف كرده؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:09
+6
مهسا
مهسا
همیشــــــــه در ریاضیــــاتـــــــــــــــ ضعیفــــــــــــــــ بودم

ســــالهــــــاستـــــــــــــــــ دارم حســـــابـــــــــــــــ می کنــــــــــــم

چگونــه مـن بعلاوه تــو شـد

فقــــط مــن ؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:01
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ