یافتن پست: #دار

shiva joOoOoOn
shiva joOoOoOn
فکر میکردم بی وفایی ، هوای دلم را نداری

فکر میکردم رفتنت بوی خیانت میداد ، دلت ارزشی به دلم نمیداد

فکر میکردم تو هم مثل همه هستی ، آمده ای که بشکنی دلم را و بروی

در جستجوی تو آمدم به اینجا و آنجا ، هر چه گشتم ندیدم تو را ای عشق بی وفا

تا دیدم جای قدمهایت را ، پا گذاشتم روی همه آنها تا رسیدم به دریا...

و امواج دریا تو را به کجاها برده اند ، چشمهایم تازه به اشتباهم پی برده اند....

و من مانده ام و غروبی تلخ و عطر بودنت ،نه! من که باور ندارم نبودنت

جای قدمهایت هنوز کنار ساحل است ، وای که دلم چقدر بیچاره است...

و می آیم به دنبالت هر جا که باشی ، غرق میشوم تا تو نیز درون دریا تنها نباشی

غرق شدم و رفتم به سوی روشنی ها ، این من و این تو و امواج خشمگین دریا
دیدگاه  •   •   •  1392/03/1 - 17:00
+4
shiva joOoOoOn
shiva joOoOoOn
تو از من بیرون میروی من از این حس بیرون نمیروم

تو بی هوا نفس میکشی و من به هوای تو زندگی میکنم

وقتی این لحظه ها برای تو مفهومی ندارد ،

برای من بی تو اینجا هیچ حس خوبی ندارد

اینکه بفهمم به عشق من تا اینجا نیامدی

به این باور میرسم که هیچگاه حرف دلم را نخوانده ای

تو در سرزمین عشق گم شده ای و من در تو محو شده ام

مثل یخ در آتش بی وفایی هایت آب شده ام

گاهی فکر میکنم ما هر دو عاشقترینیم

اما تو این فکر مرا نمیخوانی ، تو اصلا مرا نمیخواهی

و اشک ها میریزند و حسرتی است که در دلی میماند که همیشه در حسرت بوده

حسرت لحظه ای که همیشه در آرزوی به حقیقت پیوستن بوده

ای کاش این دنیا با این تصویر زشت نبود ، ای کاش سرنوشت ما با هم یکی نبود

که چه آسان دل دادی و چه آسان دل ب[!]

چه معصومانه آمدی و چه بی رحمانه داری میروی

و اینجاست که از ارزشهای قلبم کاسته میشود

تصویر حرکتهای غم در صحنه دلم آهسته میشود

و از ریشه خشک میشوم ، وقتی آبی به این خاک نمیرسد ،

همه چیز که مثل آن روزهای اول نمیشود

که وقتی غنچه بودم آب به من میرسید ، نور عشق همیشه بر قلبم میتابید

تا که گل شدم و این قصه ادامه د
دیدگاه  •   •   •  1392/03/1 - 16:51
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
به سلامتي مادر... كه وقتي غذا سر سفره كم بياد اولين كسي كه از اون غذا دوس نداره خودشه...
دیدگاه  •   •   •  1392/03/1 - 16:08
roya
roya
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/03/1 - 09:55
+2
roya
roya
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/03/1 - 09:46
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بچه ها فردا امتحان الکترونیک دارم {-51-}
هیچی بلد نیستم {-60-}
دعاکنید واسم {-38-} دعا کنید 20 شم {-26-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/31 - 22:25
+7
ramin
ramin
در CARLO
ﯾﻪ ﮐﺎﺳﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺖ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﺎﺳﻪﯼ ﺻﺒﺮ
ﻣﻨﺘﻬﺎ ﻣﻦ ﺷﮏ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﮐﺎﺳﻪ ﺑﺎﺷﻪ
ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻟﮕﻦ ﻗﺮﻣﺰا هستش !
دیدگاه  •   •   •  1392/02/31 - 22:22
+4
saqar
saqar
بگو چه مخدری بود در بودنت که این همه نبودنت را درد میکشم{-6-}
2 دیدگاه  •   •   •  1392/02/31 - 16:57
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اونم افتاد زمین
سریع رفتم بلندش کنم و گفتم واقعا عذرخواهی میکنم
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیاست که جلوی مغازه میذارن اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه
بهش گفتم خنده داره؟ خو فکر کردم آدمه
یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم همونم یه مانکن دیگست :|
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/31 - 14:23
+9
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیشب روی یه کاغد نوشتم :
پشه ی عزیز تو چرا نمیمیری ؟
چرا این قرص آبی توی دستگاه روت اثر نداره ؟
چرا اینقدر دیوث میباشی؟
امضاش کردم گذاشتم رو میز تحریر ...
...
صبح پا شدم دیدم با یه خط ریز و قرمزی برام نوشته که :گنده بک عزیز، دستگاه رو بزن تو پیریز خنگول ...
دیوث هم خودتی کصافط...!
امضا: سالار پشه ها
))
دیدگاه  •   •   •  1392/02/31 - 14:11
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ